آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩٣ - درس صد و بيست و پنجم آيات متشابه سوره اسراء
خود نسبت به كردارش- تا هنگامى كه آن كردار را انجام نداده است- عذاب نمىكند. به سخن ديگر، دانش خود را، دليل و حجت قرار نمىدهد، نسبت به كسى كه مىداند اگر به او امر كند، فرمان نبرد. بلكه او را امر مىكند و آنگاه كه نافرمانى او بر مردم آشكار شود، او را كيفر مىدهد. با اين توضيح، معنى إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها اين است: وقتى انجام حكمى را اراده كنيم كه از پيش نسبت به نابودى جامعهاى مقدر كردهايم، توانگران و ثروتمندان آن جامعه را (كه شك دارند عذاب ما، داراييها و فرزندان و يارانشان را از آنان بازگيرد) بر پايه آنچه پيامبر من از سوى من به آنان ابلاغ كرده است، به ايمان به خدا و عمل به قوانين دين حقّ امر كنم، ولى آنان به فسق و گناه روى آورند. در اين هنگام است كه به علت آشكار شدن گناهانشان، حكم پيشين بر نابوديشان، بر آنان واجب مىآيد.
به سخنى ديگر، وقتى بخواهيم ديارى را نابود كنيم، به علت دانش خود- كه مردم آن، جز به گناه نپردازند- در نابوديشان تنها به دانش خود اكتفا نكنيم، بلكه توانگرانشان را امر كنيم. در نتيجه آنان به گناه و فسق روى آورند. آنگاه كه اين گناه و فسق، از آنان آشكار شد، هنگام آن است عذابى را كه به آنان وعده داده شده بر آنان فروفرستيم.
دوم اينكه بگوييم: هنگامى كه بخواهيم، ديارى را، به علت آشكار شدن گناهان از مردم آن نابود كنيم، در آغاز آشكار شدن گناه از آنان، به عذابشان شتاب نكنيم، بلكه مترفان و توانگران آن ديار را به بازگشت از اين گناهان امر كنيم.
اختصاص اين امر به مترفان بدان دليل است كه «مترف» همان متنعم است كه بسيارى از نعمتهاى خدا بهرهمند است و پرداختن او به شكر و سپاس اولىتر. بنابراين، وقتى خداى متعال، آنان را به توبه و بازگشت [به حقّ] امر مىكند، با آنكه اين نعمتها را از آنان بازنگرفته است، فرمان نمىبرند، بلكه پياپى بر نافرمانى خود مىافزايند و در اين صورت دشمنى و سركشى و دور شدن آنان از حق، آشكار مىگردد و در اين هنگام است كه بلاها بر آنان فرومىريزد.» «قفال» در دنباله گفتگوى خود مىافزايد: «تأويلات او نسبت به آيه مورد گفتگو بر اين پايه است كه خداى متعال، بندگان خود را آگاه كرده است كه به كيفر