آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨ - درس نود و نهم حقيقت تأويل
درس نود و نهم حقيقت تأويل
تأويل، به معنى توجيه متشابه بكار مىرود و مصدر تفعيل از «اول» به معنى رجوع و بازگشت است. زيرا تأويلكننده، آنگاهكه براى متشابه وجه و معنى معقولى را بيان مىكند، لفظ متشابه را به سويى ارجاع و سوق مىدهد كه متناسب با همان معنى باشد و به همين جهت در توجيه عمل متشابه نيز به كار مىرود، چنانكه در داستان حضرت خضر (ع) آمده است كه به رفيق همراه خود گفت: «سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرا» يعنى هم اكنون، راز موجه بودن كارهايى را كه از نظر تو موجّه نيست و تاب تحمّل آن را ندارى، به آگاهى تو مىرسانم.
بنابراين، اگر براى هر لفظ يا عمل متشابهى كه شك و ترديدى پديد مىآورد، توجيهى درست وجود داشته باشد، اين توجيه، تأويل آن لفظ يا عمل نيز به شمار مىآيد.
از اينجا تفاوت بين تفسير و تأويل روشن مىشود، زيرا تفسير، عبارت از توضيحى است كه پيرامون ابهام كلمه داده مىشود و تأويل، توجيه چيزى است كه موجب شك و ترديد است. درباره تفاوتهاى بين عوامل ابهام و تشابه نيز پيشتر سخن گفته شد.
دومين معنى آيات قرآن نيز- كه ظاهر آيه، بر آن دلالت نمىكند و بهوسيله دليل خارج، به دست مىآيد- اصطلاحا تأويل ناميده مىشود. بنابراين از آن، به «بطن» و باطن تعبير شده است، چنانكه نخستين تفسير هر آيه را «ظهر» و ظاهر آن مىنامند:
«تفسير كلّ آية ظهرها و تأويلها بطنها» تأويل به اين معنى اخير، درباره همه آيات قرآن است، همان گونه كه در خبر است، آيهاى در قرآن نيست مگر آنكه داراى باطن و ظاهرى است. در اين باره امام باقر (ع) فرموده است:
«ظهره تنزيله و بطنه تأويله منه ما