آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١٥ - درس صد و بيست و يكم آيات متشابه سورههاى انعام و اعراف
پيامبر (ص) با مسلمانان فقير انس و الفت داشت و به همنشينى با آنان علاقه داشت. اين روش بر اشراف عرب سخت مىآمد. اسلام، آنان را به رهاسازى اين گونه سنتهاى جاهليت ملزم كرد و اين دستور، آزمايشى بود براى تعيين ميزان اعتراف و فروتنى آنان نسبت به تعاليم اسلام. ولى گروهى از آنان كه عصبيّت جاهليت پيشين در دلهاى آنان رسوخ كرده بود، بر رهايى از اين دست آويزهاى شيطانى توانايى نداشتند و از همنشينى با مسلمانان فقير دورى مىجستند و مىگفتند: آيا اينان از بين ما آن افرادى هستند كه خداوند، به اسلام و هدايت، بر آنان منّت نهاده است؟
از اين جهت است كه «لام» در آيه [ليقولوا] براى عاقبت است و نه براى تعليل.
٤٩- آيه ٨٠، از سوره انعام:
وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً ابراهيم در پاسخ قومش گفت: هيچ از آنچه شما شريك خدا مىخوانيد بيمى ندارم، مگر آنكه خدا (از مقدّرات خود) بر من چيزى بيمناك بخواهد.
اشاعره گفتهاند: اين آيه دلالت دارد بر اينكه خداى متعال جايز مىداند كه خواهان شرك و كفر باشد! پاسخ: ابراهيم (ع) به مشركان مىگفت: من نمىترسم از آنچه شما به آن شرك مىورزيد، نه از شما و نه از بتهاى شما، زيرا مىدانست كه آنها قادر نيستند بر وى زيانى برسانند مگر آنكه خدا بخواهد و اجازه زيان رساندن را بدهد همان گونه كه در آيه سحر آمده است. به سخن ديگر، اين مورد را از نترسيدن خود استثنا مىكند.
٥٠- آيه ٨٧، سوره انعام:
وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ.
و ما اين پيامبران (ابراهيم، اسحاق، يعقوب و ...) را برگزيديم و به راه راست هدايتشان