آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠ - درس نود و هشتم آيا در قرآن آيات متشابه وجود دارد؟
عظمت و بزرگى او را مىرساند- گمان كردند كه آدم از سوى خدايى- كه در گوشهاى از آسمان است- در زمين تصرف مىكند. يا همان گونه كه در روزگار اخير تفسير كردهاند، او خلف و جانشين مخلوقى از نوع جن و يا انس است كه پيش از آدم وجود داشته است. اين نوع برداشت و تفسير از آيه تا هنگامى است كه حقيقت انسان و جايگاه والا و پرشكوه او را درك نكرده بودند.
*** تعبيرهاى مجازى نيز از همينگونه است، به گونهاى كه يك تعبير مجازى، كه در دو آيه بكار رفته است و از حيث گفتن و تعبير در هر آيه به يك صورت است، در يك آيه تشابه به وجود مىآورد و در آيه ديگر هيچ اشكالى بوجود نمىآورد، زيرا آيه نخستين، بيانكننده مفهومى است كه بالاتر از سطح فهم و درك توده مردم قرار دارد و آيه ديگر از مفهومى محسوس سخن مىگويد. مثلا در آيه إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ[١] مجاز حذف شده بكار رفته كه در واقع «الى رحمة ربّها ناظرة» است. مانند همين مطلب در آيه: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ[٢] رخ داده كه در واقع «و اسأل أهل القرية» است، در همان حال، به علت توانايى اندك فهميدن، توده مردم در درك مقام الوهيت، از آيه إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ جواز ديدن خداوند را گمان كردهاند، ولى در درك حقيقت آيه دوم، دچار انحراف نشدهاند، زيرا مفهوم و معنى آن محسوس است.
از همينگونه است آيه يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ[٣] ( [ياد كنند] روز سختى كه دامن به ميان زنند و [با كمال جهد بر نجات خود بكوشند و سودى نبرند) و به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند) كه جهل توده مردم نسبت به صفات خداى متعال، موجب شده است كه با توجه به اين آيه گمان كنند: خداوند داراى پا و ساق است، درحالىكه «ساق» در زبان عرب، استعاره از شدت و سختى است و در زبان اين قوم متداول و رايج مىباشد،
[١] قيامت، ٣٨.
[٢] يوسف، ٨٢.
[٣] قلم، ٤٢.