آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٣ - درس صد و هفدهم حل شبهههاى جبرگرايان
همان گونه كه گفته شد، به فرض آنكه «خلق به معنى ايجاد و احداث باشد، اشكالى را به بار نمىآورد، زيرا نسبت دادن حوادث و افعال، به گونه حقيقى به خداى متعال بدون اشكال است، هر چند كه فاعل آنها به اعتبار فراهمسازى شرايط مناسب، براى فعل و انفعالات طبيعى، كسى غير از خدا باشد.
هم او (قاضى) مىگويد: «علت ديگر اين است كه اين كلمه (خلق) براى بيان تعميم نيست. همان گونه كه در جملههايى از اين گونه: «أكلت من كلّ شىء.» (از همه چيز خوردم)، «تحدّثنا بكل شىء.» (همه چيز را به ما مىگويى) و «فعلت كلّ شيء.» (هر چيزى را به جاى آوردم) تعميم اين افعال منظور نيست، بلكه مبالغه در فراوانى و كثرت اين كارها است. آيه ٨٩ سوره نحل در همين زمينه است: تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ. (بيانگر همه چيز) و آيه ٣٨ سوره انعام: ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ. (در اين كتاب، بيان هيچچيز را فروگذار نكرديم.) و آيه ٢٥ سوره احقاف: تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها. ( [خطاب هود به قومش:] اين باديست كه همه چيز را به فرمان پروردگارش هلاك و نابود مىسازد.) و آيه ٥٧ سوره قصص:
يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ ( [اى پيامبر به اعراب بگو: آيا ما حرم مكه را برايشان محل آسايش و ايمنى قرار نداديم تا به اين مكان انواع نعمت و ثمرات كه ما روزيشان كرديم، از هر طرف بياورند؟) و آيات ديگر كه روشن است تعميم آنها مورد نظر نيست، بلكه منظور مبالغه است.[١] [شيخ] صدوق در خصال از امام باقر (ع) و در عيون الأخبار از امام رضا (ع) روايت كرده است كه: «افعال بندگان آفريده خلق تقدير است و نه آفريده خلق تكوين، و خدا آفريدگار هر چيز است و ما نه معتقد به جبر هستيم و نه تفويض.»[٢] آيه ١٠١ و ١٠٢ سوره انعام نيز نمايانگر همين معنى است كه مىگويد:
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ. ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ.
خداوند پديدآورنده آسمان و زمين است و چگونه برايش فرزندى تواند بود، در صورتى كه
[١] متشابهات القرآن، ج ١، ص ٢٥١- ٢٥٤.
[٢] تفسير صافى، ج ١، ص ٥٣٦، به نقل از« خصال» و« عيون اخبار الرضا».