آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨ - درس نود و هفتم إحكام و تشابه
مقصود از آنها، جز با مراجعه به متخصص بدست نمىآيد، مانند: الدابة در آيه:
أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ[١] و «برهان» در آيه: لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ[٢] و «الكوثر» در آيه: إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ و «الروح» در آيه: يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ[٣].
استعارههاى مشكل نيز يكى ديگر از عوامل ابهام است كه فهم آن نيازمند بررسى و انديشيدن دقيق است. مانند: آيه أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها[٤] و يا آيه: الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ[٥] از اين جهت است كه «راغب اصفهانى» مىگويد: تفسير يا درباره كلمات و الفاظ نامأنوس است، مانند: «البحيرة» و «السّائبة» و «الوصيلة»، يا درباره آغاز عبارات موجز و مختصر كه روشن شدن مفهوم آن نيازمند شرح است، مانند: «أقيموا الصّلاة» و «آتوا الزّكاة» يا مربوط به عبارتى است كه دربرگيرنده داستانى است كه بايد به آن آشنايى داشت و بدون آگاهى از آن داستان، فهم آن ميسر نيست، مانند: «إنّما النّسىء زيادة في الكفر» و «ليس البرّ بأن تأتوا البيوت من ظهورها»[٦] اين چند نمونه، نمونههايى از علل و عوامل ابهام بود كه براى كشف آنها، نيازمند تفسير هستيم. روشن است كه علل و عوامل ابهام، غير از علل و عوامل تشابه است كه مفهوم آن با تأويل قابل قبول، روشن مىشود. بنابراين، هيچيك از اين دو، با ديگرى مشتبه نخواهد شد، هر چند كه از نظر لفظ در پوشيده بودن مقصود مشتركند.
[١] نمل، ٨٢.
[٢] يوسف، ٢٤.
[٣] نبأ، ٣٨.
[٤] رعد، ٤١.
[٥] يس، ٦٥.
[٦] به نقل از الاتقان فى علوم القرآن، ج ٢، ص ١٧٣، چاپ اول.