آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥ - درس نود و هفتم إحكام و تشابه
اين، مفهومى كه از ظاهر عبارت فهميده مىشود، مفهوم ديگرى ندارد. از همينگونه است: يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ[١] [ياد كنند] روز سختى كه را كه دامن به ميان زنند و (با كمال جهد بر نجات خود بكوشند و سودى نبرند) و به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.) كه مردم عوام تصور مىكنند، معنى آن اين است كه خداوند! ساق پاى خود را مىنماياند و مردم را به سجده به آن دعوت مىكند، همان گونه كه مفهوم ظاهرى عبارت اين چنين است.
گاهى نيز، آيهاى مبهم است و از متشابهات نيست. فهم چنين آيهاى بيشتر نيازمند تفسير است، تا آنكه نيازمند تأويل باشد. مانند:
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ.[٢] خداوند تمام اسماء را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه كرد و گفت مرا از نامهاى اينها خبر دهيد.
چنين آيهاى نيازمند تفسير است تا به ابهامهايى كه در ظاهر عبارت وجود دارد پاسخ دهد و بگويد: تعليم اين اسماء كه خداوند در برابر فرشتگان، بدان مباهات مىكند چگونه انجام گرفته است؟ اين اسماء چيست كه يكبار ضمير مؤنث و ديگر بار ضمير جمع مذكر به آن بازمىگردد؟ و چگونه فرشتگان، در برابر اين مباهات تسليم شدند و براى هميشه به عجز و قصور خود اعتراف كردند؟ كه پاسخ آنها خواهد آمد.
بطور كلى بين ابهام و تشابه، ملازمهاى وجود ندارد و مواردى كه نيازمند تفسير است، غير از مواردى است كه نيازمند تأويل مىباشد. تفسير، عبارت است از پرده برگرفتن از عبارتى مشكل، يعنى مبهم، اعم از اينكه متشابه باشد و يا نباشد و تأويل، عبارت است از بازگرداندن كلام به يكى از مفاهيم عقلانى كه در بر دارد، اگر چه مفهوم كلام از جهت ظاهر آن روشن باشد.
[١] قلم، ٤٢.
[٢] بقره، ٣١.