تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٣ - ١ - قاعدهء عدل
و همچنين نمى توان جور ستم را به او نسبت داد . » [١] اگر اشاعره بتوانند از مصاديق قطع نظر نموده و با دو گروه اماميه و معتزله اتفاق نظر پيدا كنند در اين كه واقعيت اشياء اعم از قلمرو جهان طبيعت و قلمرو انسان از نظم معينى تبعيت مى كند ، بدون ترديد به عدالت خداوندى از ديدگاه فلسفى اعتراف خواهند كرد ، زيرا - حقيقت نظم عبارت است از وجود روابط معين ميان اجزاء و پديده هاى جهان هستى . با فرض واقعيت جهان و ثبوت ارتباط ميان اجزاء آن ، راهى جز اعتراف به حكمت و عدالت خداوندى كه حركت و نمود اشياء را مطابق واقعيت ايجاد كند وجود ندارد ، بلى اگر فرض اين بود كه خداوند هيچ موجودى را ايجاد نمى كرد البته جايى براى اتصاف به عدالت وجود نداشت .
وانگهى اشاعره منكر نيستند كه خدا به هيچ وجه ستمكار نيست . اما آنان در اين باره بررسى همه جانبه نكردهاند كه وقتى ما ستمكارى را از او منفى ساختيم ناچار عدالت را براى او اثبات كردهايم ، زيرا - از نظر فلسفى با در نظر گرفتن مفهوم وسيعى كه ظلم و عدل دارند يا دو ضداند كه سوم ندارند يا نقيضيناند ، در هر حال با نفى يكى ديگرى اثبات مى گردد .
ممكن است اشاعره بگويند : با نفى ظلم عدل ثابت نمى شود ، زيرا - خداوند
[١] الملل و النحل - ابو الفتح محمد بن عبد الكريم شهرستانى ج ١ ، ص ١٣٤ ، در هامش الفصل تأليف ابن حزم ص ١٣٤ . .