تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - دو گروه نيكان و بد كاران پس از تثبيت شخصيت شان نمى توانند با يكديگر سازگار باشند
شما را از شادى به هيجان آورده است ، همان است كه ديروز شما را از اندوه لرزانيده است . در آن موقع كه امواج اندوه شما را احاطه كند ، با يك بينايى صحيح به ژرفاى دل خود توجه كنيد و خوب تأمل نماييد ، خواهيد ديد : كه شما در حقيقت براى چيزى گريه كنيد كه ديروز خيال مى كرديد كه همين عامل گريهء امروزى شما بهترين انگيزهء خوشحالى بوده است .
من گمان كنم كه گروهى از شما مى گويد : شادى با عظمتتر از اندوه است . گروه ديگر در مقابل اينان مى گويند : نه هرگز بلكه اندوه با عظمتتر از شادى است .
اما من از روى حقيقت به شما مى گويم : شادى و اندوه از يكديگر تفكيك پذير نيستند ، آن دو با هم مى آيند و با هم مى روند . اگر يكى از آن دو سر سفرهء شما تنها بنشيند ، فراموش نكنيد كه رفيقش هم در روى تخت خواب شما آرميده است . آرى در حقيقت شما مانند دو كفهء ترازو هستيد كه در ميان شادى و اندوه قرار گرفتهايد و شما ميان آن دو همواره در حركتيد . حركت و كوشش شما هرگز توقف پذير نخواهد بود ، مگر اين كه آن آرامش درونى روى نمايد كه اضطرابى در او وجود ندارد . در آن هنگام كه امين خزانه هاى ( حيات ) مى خواهد شما را برداشته و طلا و نقرهء شما را بسنجد كفهء شادى شما باندوه و بالعكس كفه اندوه شما بشادى سنگينى نخواهد كرد . »
((٤٠)) چون كه زاغان خيمه در گلشن زدند بلبلان پنهان شدند و تن زدند
دو گروه نيكان و بد كاران پس از تثبيت شخصيت شان نمى توانند با يكديگر سازگار باشند اگر براى يك انسان موجوديت و شخصيتى منعقد شد ، مطابق عناصر آن شخصيت زندگانى خود را توجيه خواهد كرد . در اين توجيه با هر پديدهاى كه روبه رو مى گردد