تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٢ - ( خود طبيعىات ) را رها كن آن گاه از ( من ايده آل ) عبور كرده به ( من ملكوتى ) نائل شو
محبت فرزندان و پدران را از دل خود بر كنار كنى دردها مى كشى و ناله ها سر مى دهى ، در اين معركه براى اين كه ناراحتىهاى زياد ترا از پاى در نياورد خويش را تسليم كن ، چنان كه براى كشيدن پيكان يا عمل جراحى ديگر بايستى مادهء مخدر استعمال كنى تا درد شكافتن و قطع عضو را درك نكنى .
اين معنى را كه جلال الدين به تخدير تشبيه كرده است براى تسهيل دريافت مطلب مى باشد ، زيرا ، در اين حالت كارى كه صورت مى گيرد حالت تسليم است . براى بوجود آوردن اين حالت تسليم بايستى شديدترين فعاليت مثبت درونى انجام بگيرد ، اين فعاليت باعث مى شود كه حالت آگاهى ( خود طبيعى ) به دريافت حالت ( من ايده آل ) تبديل شود ، نه اين كه روح با بر كنار كردن فعاليت خود طبيعى ، لذايذ و آلام و دركها و انديشه هاى محدود ، در يك خلا محض افتاده نتيجه غير از روبه رو شدن روح با منفى نداشته باشد .
اكنون كه به حالت تسليم رسيدهاى در ( من ايده آل ) كه آگاهىاش اصيل تر و ريشه دارتر و پايدارتر است موقع دريافت مزد تو رسيده است . اين مزد چيست ؟ اين مزد همان باز شدن راه ( من ملكوتى ) و روشن شدن خورشيد عنايت الهى براى نشان دادن اين راه است . وقتى كه به اين راه پر عظمت گام بگذارى ديگر هراسى از تنهايى نخواهى داشت ، ديگر از فراز و نشيب و طول راه بيمى در خود احساس نخواهى كرد ، زيرا هر گامى كه رو به ( من ملكوتى ) برداشته مى شود معنى كوتاهى و بلندى و فراز و نشيب و هموار بودن و سنگلاخ بودن مفاهيم خود را از دست مى دهند ، اين است مبدأ و مسيرى كه بايستى با تمام هشيارى به پيمايى ، و مقصد نهايى تو همان ( من ملكوتى ) است كه هدف نهايى و كمال مطلوب ( من ايده آل ) تو است .