تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٠ - از هر نقطهاى كه عبور مى كنيد دو باره آن نقطه را نخواهيد ديد
مى گيرد ، لذا احتمال برقرار شدن تعادل و تفكيك شدن گلوله هاى قرمز از گلوله هاى سفيد اگر چه در ميليونها احتمال وجود دارد ، در صورتى كه اصل كارنو مى خواهد اثبات كند كه هيچ رويدادى تكرار نخواهد گشت .
از نظر منطق علمى مى توان اين را با باز بودن سيستم جريان اجزاى طبيعت كاملًا اثبات كرد .
به اين معنى هر چند كه اجزاء و روابط جهان طبيعت براى ما محدود و بسته مى نمايد ، ولى با نظر دقيق در دوام حركت و عبور نقطه هاى زمان از رويدادها يا ناشى شدن زمان از حوادث محال است كه يك رويداد پس از تحقق و اشغال موقعيت مخصوصى از جهان دو باره همان موقعيت مخصوص را تكرار كند .
بايد گفت : اين همان قانون است كه فلسفه هم كاملًا تأييد مى كند يعنى با نظر به حقيقت حوادث : هيچ چيز مادامى كه مشخص نگردد به وجود نمى آيد و با عروض كوچكترين تحول ، مشخصات رويداد دگرگون شده در شرايط و عوامل ديگر غوطه ور مى گردد .
البته تشابه صورى در رويدادها از يك طرف و انتزاع كليات از طرف ديگر ما را به اين اشتباه مى اندازد كه حوادث تكرار مى گردد .
خلاصه با در نظر گرفتن قانون فوق و باز بودن سيستم جهان طبيعت هيچ رويداد مكررى به طور حقيقى وجود نخواهد داشت شايد نظر شاعرى كه شعر ذيل را سروده است اشاره به باز بودن سيستم جهان بوده باشد .
آن شاعر مى گويد :
عالم چون آب جوست بسته نمايد و ليك مى رود و مى رسد نو نو اين از كجاست ؟
نو ز كجا مى رسد كهنه كجا مى رود گرنه وراى نظر عالم بىمنتهاست ؟