تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
فرا خواهد گرفت ، چون نوع بشر بالا مى رود بالتبع قشرهاى ته مانده نيز از منطقهء فلاكت بيرون مى آيند ، محو بىنوايى با يك ارتفاع سادهء سطحى صورت خواهد گرفت . » [١] ١٢٢ - « پيش راندنهاى عظيم دسته جمعى ، امور بشرى را اداره مى كنند و در يك موقع معين به حالت منطقى يعنى به تعادل ، يعنى به عدل سوقشان مى دهند ، نيرويى مركب از زمين و آسمان ، از بشريت حاصل مى شود و بر او حكمفرمايى مى كند ، اين نيرو يك نشان دهندهء معجزات است . » [٢] ١٢٣ - « و مى توان منتظر بود كه اين قدرت اسرار آميز ترقى در يك روز زيبا ، شرق و غرب را در قعر يك گور مواجه سازد و امامان را با بناپارت در داخل هرم بزرگ به مكالمه وادارد . » [٣] ١٢٤ - « عصيان از چه تركيب مى يابد ؟ از هيچ ، و از همه چيز ، الكتريسيتهاى كه اندك اندك منبعث مى شود ، از شعلهاى كه ناگهان بيرون مى جهد ، از نيرويى كه سر گردان است ، از نفحهاى كه مى گذرد ، اين نفحه در راه خود با سرهايى كه فكر مى كنند ، با دماغهايى كه رؤياهايى دارند ، با جانهايى كه رنج مى برند ، با سوداهايى كه در سوز و گدازند ، با بىنوايىهايى كه ناله مى كنند مصادف مى شود و همه را با خود مى برد . كجا ؟ به آغوش قضا و قدر - از ميان دولت ، از ميان قوانين ، از ميان شاد كامى و بىشرمى ديگران . » [٤] ١٢٥ - « چون حل همه كار به وسيلهء مراجعه به آراء همگان ، امرى كاملًا تازه است و همهء تاريخ مقدم بر اين امر ، از چهار هزار سال پيش مالامال از غصب حقوق زير دستان و از محنت ملل بوده است ، هر عصر تاريخ اعتراضى را كه براى او ممكن بوده همراه داشته است - در عهد قياصره شورشى وجود نداشت ، اما ژوه وه نال [ شاعر هجايى لاتين كه به مفاسد محيط خود به سختى و با نفرت حمله مى كرد ] بود . » [٥]
[١] بىنوايان ج ٢ ، ص ٣٣٦ و ٣٣٧ . .
[٢] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٣٧ . .
[٣] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٣٨ . .
[٤] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٨٤ . .
[٥] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٩٠ . .