تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٧ - آيه
((١٣٥٩)) تا كه پايم مى رود رانم در او چون نماند پا چو بطَّانم در او
((١٣٦٠)) بىادب حاضر ز غايب خوشتر است حلقه گر چه كج بود نى بر در است ؟
((١٣٦١)) اى تن آلوده به گرد حوض گرد پاك كى گردد برون حوض مرد ؟
((١٣٦٢)) پاك كاو از حوض مهجور اوفتاد او ز طهر خويش هم دور اوفتاد
((١٣٦٣)) پاكى اين حوض بىپايان بود پاكى اجسام كم ميزان بود
((١٣٦٤)) ز انكه دل حوضى است ليكن در كمين سوى دريا راه پنهان دارد اين
((١٣٦٥)) پاكى محدود تو خواهد مدد ور نه اندر خرج كم گردد عدد
آيه « . . . فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِالله فَقَدِ اِسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقى لَا اِنْفِصامَ لَها ٢ : ٢٥٦ . . . » (١) ( هر كس كه به طاغوت ( بت ) كفر ورزيده به خدا ايمان آورد ، حقيقتاً به بند محكمى كه گسستن ندارد چنگ زده است ) « الله نُورُ اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ مَثَلُ نُورِه كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْه نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي الله لِنُورِه مَنْ يَشاءُ وَيَضْرِبُ الله اَلأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَالله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . » ٢٤ : ٣٥ (٢) ( خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او مانند آن جايگاه چراغ است كه چراغ در آن نهاده مى شود ، آن چراغ در يك شيشه است كه گويى ستارهء فروزانى است مانند در درخشان ، اين چراغ از درخت مبارك زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى روشنايى مى گيرد ، آن درخت مبارك چنان روشن است كه خود مادهء زيتونىاش بدون اين كه آتشى با آن تماس بگيرد مى درخشد ، نورى بر نور . خدا هر كه را بخواهد به سوى نور خويش راهنما مى شود . خداوند مثلها براى مردم مى آورد ، خداوند به هر چيز دانا است . )
(١) سوره البقرة ، آيه ٢٥٩ . .
(٢) سوره نور ، آيهء ٣٥ . .