تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٠ - تفسير ابيات
عليه السلام با گرايش واقعى به خدا قدرت ربانى به دست آورده در خيبر را از جاى بكن ، و اگر نتوانستى ، مانند ابو بكر و عمر راه ديگرى را انتخاب كن ، يا اين خارى كه در درون تو ريشه دوانيده به گلبنى وصل كن ، نور الهى را به آتش نفست بيفروز ، باشد كه آن نور اين آتش خانمان سوز را خاموش كند ، و اين خار جراحت بار را به گلبن مبدل بسازد . تو همانند دوزخ و آن نور الهى مانند آن مؤمن است كه مى تواند آتش دوزخ را خاموش كند . پيغمبر ما محمد مصطفى صلى الله عليه و آله فرموده است كه هنگامى كه مؤمن از مقابل جهنم عبور مى كند ، جهنم با عجز و لابه مى گويد : زود بگذر از من ، زيرا ، نور تو آتش مرا خاموش مى كند .
چون تنها با ضد است كه ضد ديگر را مى توان از بين برد ، لذا هلاك و نابودى آتش با نور مؤمن كه ضد آن است خواهد بود .
آتش در روز دادگرى مطلق ضد نور است ، زيرا ، علت وجودى آنها ضدين است : آتش معلول قهر و غضب الهى ، نور معلول فضل و رحمت او است . اگر مى خواهى سر آتش را از خويشتن دفع كنى آب رحمت الهى را بر آن آتش بپاش . مى دانى چشمه سار اين آب كه آتش را خاموش خواهد كرد چيست ؟ روح پاك مومن است كه چشمه سار الهى را دارا است . نفس امارهء حيوانى تو از آب حيات روحى مردان الهى گريزان است و اين تنفر و گريز امرى است طبيعى ، زيرا ، آتش همواره از آب گريزان مى باشد .
احساس و درك و انديشهء تو را شعله هاى نفس حيوانى به آتش كشيده است حس و انديشه مرد ربانى است يا آن نور پاك است كه مى تواند آن شعله ها را نيست و نابود بسازد .
[ بيدار باش ] در آن هنگام كه آب نور مرد ربانى بر آتش نفس تو پاشيده شود شروع به جستن و چك چك و جز جز خواهد كرد ، در اين موقع دستپاچه مشو ، به آن صداهايى كه از آتش بر مى آيد نهيب زده بگو مرگ بر شما باد ، نيست و نابود شويد ، باشد كه