تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٣ - دانهء خارهاى صفات پست كه در نفس ما پاشيده مى شود ، با گذشت زمان مى رويد و قوت مى گيرد و سر مى كشد ، اما ( خود طبيعى ) انسانى كه مى خواهد خارها را بكند رو به سستى و كاهش مى رود
((١٢٣٧)) خار بن در قوت و بر خاستن خار كن در سستى و در كاستن
دانهء خارهاى صفات پست كه در نفس ما پاشيده مى شود ، با گذشت زمان مى رويد و قوت مى گيرد و سر مى كشد ، اما ( خود طبيعى ) انسانى كه مى خواهد خارها را بكند رو به سستى و كاهش مى رود مسئلهء عجيبى است كه پديده هاى زشت در روان ما وارد مى شوند ، اگر در صدد بر طرف كردن جدى آنها بر نياييم ، تدريجاً رسوخ پيدا مى كنند ، تا آن جا كه مى توانند مانند جزئى از اجزاء شخصيت ما باشند ، در اين حال مبارزه با آنها سختتر مى گردد ، از آن هنگام كه دوران ميانسالى پايان مى يابد قدرت جسمانى و نيروى مبارزهء ( خود طبيعى بىطرف ) رو به اضمحلال مى رود ، در صورتى كه آن پديده ها محكمتر مى گردند .
اين مطلب به همين شكل كه بيان شد قابل مشاهده است . اما اين كه حقيقت مطلب چيست ؟ به بررسى بيشترى نيازمند است .
جاى ترديد نيست كه رشد جسمانى در دوران زندگانى حدود معينى دارد و با نظم و قوانين تثبيت شدهاى شروع و پايان مى يابد . بعضى از متخصصين فن نهايت رشد جسمانى را سى و دو سال و بعضى ديگر سى و پنج حد اكثر مدتى كه رشد جسمانى در آن پايان مى يابد ، چهل سال گفته شده است . سپس دوران ركود و كاهش آغاز مى گردد و به پيرى و فرسودگى مى رسد . رشد روانى انسان اگر چه تا مقدارى از زندگانى با رشد جسمانى دوشا دوش و هماهنگ مى باشد ، ولى پس از گذشت مدتى از زندگانى رشد روانى هم از نظر كميت و هم از نظر كيفيت راه خود را از منحنى رشد جسمانى جدا مى كند ، اين مطلب را روان شناسان غالباً معتقدند . پياژه مى گويد :
« رشد روانى كه با تولد شروع و در بزرگ سالى پايان مى پذيرد ، با رشد جسمانى