تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٧ - تفسير ابيات
به آن جايگاه نخواهى رسيد .
هر كس كه در سر ديوار تشنگى بيشترى احساس مى كند او در كندن خشت و كلوخ كوشاتر و سريعتر گام بر مى دارد . آنان كه بر آب دلنشين جويبار عاشق تراند خشتها و كلوخهاى بزرگتر را از ميان بر مى دارند .
سراسر وجود اين تشنهء دردمند از بانگ آب مست شده است ، ولى انسان بيگانه جز صداى طبيعى آب چيزى نمى شنود .
خوش باد حال كسى كه ساليان عمرش را كه در گذر است غنيمت شمرده از موجوديت خويش بهره بردارى نمايد .
آن روزگاران عمر را كه توانايى و صحت و نيروى قلبى دارد .
آن دوران جوانى را كه مانند باغ سر سبز و خرم است و ميوه هاى بىدريغ به وجود مى آورد .
آن دوران را كه قوت چشم و غرايز شهوت زمين بدن او را تازه و سر سبز مى گرداند .
آن زمانها كه ساختمان بدن آباد و داراى سقف مرتفع و تمام واحدهاى تشكيل دهندهء آن ساختمان معتدل و هماهنگ است ، بدون كوچكترين اختلاط و ناهماهنگى در اجزاى آن .
اوقاتى را كه نور چشم و قوت عمومى بدن كاخ بسيار محكم و عالى براى انسان به وجود آورده است . آرى در آن روزگاران كه داراى چنان نيرو و استعداد هستيد فرصت را غنيمت بشماريد ، سر فرود آوريد و خشتهاى ماديات را كه شما را از آب حيات معنى دور كرده است بكنيد و خود را به آب نزديك بسازيد و اگر از جاى خود حركت نكنيد و همواره فردا فردا بگوييد ، روزگار سياهى در انتظار شما است كه بخواهيد يا نخواهيد به سراغ شما خواهد آمد .
كدام روزگار سياه ؟