تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٤ - تفسير ابيات
و پوسيده است .
برو هر چه انديشه و تدبير دارى به عنايت دوست واگذار كن ، زيرا ، اگر درست دقت كنى خواهى ديد : همهء تدبيرها يا به ثمر رسيدن آنها همه و همه باو مستند است .
در پايان كارها ، كار واقعى همان است كه خداوند آن را بر افراشته است و در پايان همه حركات و تحولات آن چه را كه او كاشته است خواهد روييد . از آن جهت كه به هيچ وجه از قلمرو سيطرهء محبوب نمى توانى بگريزى . هر چه به كارى براى او و در راه او به كار كه نتيجه واقعى داشته باشد . بپرهيز از آن كه پيرامون نفس خائن و دزد بگردى زيرا ، هر چيزى كه وابسته به حق نيست هيچ است و هيچ . پيش از فرا رسيدن آن روز كه رستاخيز آشكار شود و در نزد مالك الملك مطلق دزدى تو در دوران زندگانى [ كه مانند شب تاريك بوده است ] فاش گردد - [ آگاه باش و بار سنگين انحراف از جادهء حق را بر گردن خود تحميل مكن ] هر رخت و كالايى كه با تدبير و فن و حيله گرى به دزدى در روز داورى به گردن تو است [ و بايستى از عهدهء آن بر آيى ] .
بايد بدانى كه صد هزار عقل اگر با يكديگر اجتماع كنند و خود را از سيطرهء دام ( مقررات ) او خود را بيرون سازند ، بدام سختتر و پيچيده ترى خواهند افتاد . نيروى بازىهاى اين عقول خام در مقابل قدرت مطلقهء خداوندى مانند نيروى بازى خس ناچيزى در مقابل باد طوفانى است . اگر اين حقيقت را باور نمى كنى ، برو آيهء قرآنى را ببين كه مى گويد :
« وَمَكَرُوا وَمَكَرَ الله وَالله خَيْرُ اَلْماكِرِينَ . » ٣ : ٥٤ [١] خواهى گفت : اكنون كه همهء رويدادها و دانه هاى اصلى آنها همه مربوط به مشيت خداوندى است و همه و همه به او مستند است ، پس حكمت آفرينش هستى چه بوده است ؟ [ در پاسخ تو مى گويم ] اين سؤال را كه تو مى كنى آيا مى تواند بىهوده و بىفايده باشد ؟ اگر بىفايده است به كدامين علت به سؤال تو گوش فرا بدهم ؟ اكنون كه سؤال تو به اين ناچيزى فايدهاى دارد ، آيا جهان هستى به اين عظمت فايدهاى ندارد ؟
[١] سوره آل عمران ، آيهء ٥٤ . .