تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥١ - آيا در برابر عوامل دگرگون كنندهء درون بايستى مقاومت كرده از بروز آثار آنها در اعضاى ظاهرى جلوگيرى كنيم ؟
انعكاس مخصوص از خود نشان مى دهند و اين انعكاس كاملًا طبيعى است ، مانند جولان مخصوص چشم در هنگام ترديد ، در اين موارد بايستى طبيعت انسانى را آزاد گذاشته و واقعيات آن را بپذيريم ، زيرا - قوانين و رسوم از هر قبيل كه بوده باشد روى آن انسان محاسبه شده است كه طبيعت روانى او در مقابل عوامل معينى انعكاسات مشخصى را در صورت نشان مى دهد .
صدمهء بسيار مهمى كه در خود دارى از انعكاسات عوامل وجود دارد مسئلهء وازدگى روانى است كه مى تواند منشا بيمارىهاى روانى بوده باشد و اين همان است كه در اصطلاح روان كاوى عقده هاى روانى گفته مى شود .
ممكن است كسى بگويد : كه به جهت اصول تحول در طبيعت انسانها و در اصول و قوانينى كه موجب بروز انعكاسات مى گردد ، تدريجاً روان انسانى انعطاف پيدا كرده و مسئله انعكاسات تدريجاً از بين برود ، مثلًا راجع به قضيهء زن و مرد ، در دورانهاى گذشته اصول و قوانينى وجود داشت كه ميان اين دو صنف ممنوعيتهايى ايجاد كرده بود ، ولى تدريجاً با از بين رفتن اين اصول و قوانين آن ممنوعيتها نيز نابود شده است ، در نتيجه آن انعكاسات روانى كه در صورت دو صنف مرد و زن به جهت ممنوعيتهاى مزبور بروز مى كرد از بين رفته است . پس بهتر اين است كه ما هيچ قانونى در اين باره براى بشر وضع نكنيم كه در وضع معينى قرار بگيرد و روان او با نظر به آن وضع معين انعكاساتى در قيافهء او پديد بياورد .
مى گوييم : اين مسئله آن اندازه كه خوشايند و از تازه بودن برخوردار است ، عميق و ريشه دار نيست ، زيرا - مى دانيم كه با عروض صدها تحولات در عادات و رسوم بشرى در جوامع گوناگون هم از نظر روانى اشخاص و هم از نظر روبه رو شدن آنان با قوانين اجتماعى و دينى و سياسى گروهى از اصول ثابت را در امتداد قرون طولانى با خود آورده است از قبيل : علاقه به حيات ، جستجوى لذت بيشتر ، تقليل آلام ، دانستن ، پيروزى در زندگانى ، مبارزه با ترديد و اضطراب . كوشش براى پيدا كردن پاسخ به اين