تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٨ - دل انسانى كه رشد الهى خود را دريافت ، از هر موضوع مفيد فايدهاى و از هر علمى صفاى مخصوصى به خود مى گيرد
پردهاى آن كه در لحظات فراوانى براى شخص رشد يافته قابل درك است ، در سر تا سر جهان فايده و هدف گيرى براى آن گروه قابل مشاهده است . آن گاه براى اختلاف عينكها در جهان بينى مثالهايى مى زند .
((١٠٨٩)) دل ز هر يارى غذايى مى خورد دل ز هر علمى صفايى مى برد
دل انسانى كه رشد الهى خود را دريافت ، از هر موضوع مفيد فايدهاى و از هر علمى صفاى مخصوصى به خود مى گيرد هر چه كه موجوديت يك موجود حالت گيرندگىاش بيشتر شد و توانست در مواجهه با موضوعات و رويدادها موقعيت خويش را حفظ نموده و آنها را در خود هضم نمايد ، تكامل او بيشتر و جريان وجودى او وسيعتر و عميقتر مى باشد . اين حالت در قلمرو جانداران به شكل عالى در مى آيد ، زيرا - جاندار به جهت نيروى حياتى كه دارد دامنهء گلاويز شدن او با موجودات بيشتر و رنگارنگتر و قدرت تبديل آنها به سود خويش زيادتر مى باشد ، اگر به موجود جاندار روح انسانى را نيز اضافه كنيم جريان مزبور از حدود معمولى تجاوز خواهد كرد ، زيرا - او با آن روح شگفت انگيز با موضوعات جهان روبه رو مى گردد كه به قول جلال الدين اگر هزاران جهان هستى را در گوشهاى از موجوديت خود جاى دهد احساس سنگينى نخواهد كرد . اين از عظمت و كمال روح است كه هر موضوعى را كه در مقابل خود ببيند ، مى تواند آن موضوع محدود را به جهان مبدل بسازد ، ( چنان كه در دفتر اول در مباحث عشق مطرح كرديم ) بلكه روح از هر موضوعى ارتباطى با ساير موضوعات جهان استخراج مى كند و زيبايى مخصوصى با نظر به تشخص همان موضوع در جهان عينى درك مى كند ، سپس آن را با بىنهايت مرتبط مى سازد ، بدينسان علمى كه به دل انسانى راه مى يابد صفاى ديگرى