تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٠ - ممكن است ميلياردها افراد انسانى به فرمان يك انسان به حركت در آيند و خود آن انسان محكوم يك انديشهء پنهانى بوده باشد
ديگر درك مى كنيم كه اين دو مقوله ( انديشه و جريان جهان مادى ) با يكديگر قابل مقايسه نبوده و تفاوت ميان آن دو همان تفاوت ميان روح و كالبد انسانى است .
((١٠٣١)) باز شكل و صورت شاهى صفى هست ممكن يكى فكر خفى
ممكن است ميلياردها افراد انسانى به فرمان يك انسان به حركت در آيند و خود آن انسان محكوم يك انديشهء پنهانى بوده باشد جلال الدين در بيت فوق مطلب را كاملًا روشن مى سازد و چه مثالى واقعى و جالبى مى زند ، البته ميلياردها افراد انسانى ممكن است از روى انديشهء منطقى از يك انسان تبعيت نكنند ، ولى آن راهبر حتماً بايستى يك انديشهء عميق و نافذ داشته باشد كه بتواند چنان تأثيرى در دلهاى نفوس ايجاد كند كه همه بدون چون و چرا از او پيروى نمايند .
تاريخ بشرى در حقيقت غير از اين پديده تنها مشتى از مسائل ثانوى را در خود مى گنجاند .
بياييد يك بار ديگر در اين مسئلهء حساس فكر كنيم ، بياييد اصطلاحات حرفهاى و هوى و هوسهاى زود گذر را كنار بگذاريم و اين حقيقت را مجسم كنيم كه چگونه سر نوشت ميليونها بلكه ميلياردها بشر ( با ارتباط روز افزون كه ميان جوامع به وجود مى آيد ) به تار موى انديشهء يك يا چند فرد انسان بسته مى شود ؟ چگونه يك لامپ در مغز يك انسان روشن مى شود و مغز ميليونها انسان را كه هر يك در مغز خود پانزده ميليارد رابطه الكتريكى دارد مسخر مى كند ؟ بياييد بينديشيم در اين مسئلهء شگفت انگيز و حياتى كه چگونه بعضى از