تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
مى خواهد ) پس انانيتى دارد - ( كون مى خواهد ) پس خدايى دارد . » [١] ٧٧ - « اما به نظر ما كه با اين همه خلاف اين مكتب ، در قبال برهان عناد نمى ورزيم ، تصور ارادهاى در گياه كه مورد قبول اين مكتب است دشوارتر از اذعان به وجود ارادهاى در عالم آفرينش است كه مورد انكار اين مكتب است . » [٢] ٧٨ - « انكار ارادهء لا يتناها ، يعنى خدا صورت پذير نيست مگر به شرط انكار لا يتناها ، ما اين نكته را اثبات كردهايم . انكار لا يتناها نهيليسم را به كرسى مى نشاند ، همه چيز به صورت يك ادراك ذهنى در مى آيد . با نهيليسم جر و بحث ممكن نيست زيرا كه نهيليست منطقى ، در وجود مخاطب خود هم شك دارد و به وجود داشتن شخص خود نيز كاملًا اطمينان ندارد . به نظر او ممكن است كه خودش براى خود چيزى جز يك ( ادراك ذهنش ) نباشد ، فقط مشاهده نمى كند كه هر آن چه را انكار كرده است يك باره با تلفظ همين يك كلمهء ( ذهن ) قبول مى كند . به طور كلى فلسفهاى كه همه چيز را به يك كلمهء هجايى ( نه ) منتهى مى كند ، هيچ راه براى تفكر باز نمى گذارد .
( نه ) بيش از يك جواب ندارد و آن ( آرى ) است . نهيليسم فاقد هر گونه ارزش است . ( عدم ) وجود ندارد . ( هيچ ) در عالم نيست . ( هيچ ) هيچ چيز نيست « [٣] ٧٩ - زندگى آدمى پيش از آن كه به نان بسته باشد به ايجاب بسته است . ديدن و نشان دادن كافى نيست ، فلسفه بايد به منزلهء يك انرژى باشد ، بايد عملش و اثرش به كار بهبود جان بشر آيد . سقراط بايد در ( آدم ) وارد شود و مارك اورل را به وجود آورد ، به عبارت ديگر از مرد ( سعادت ) مرد ( عقل ) حاصل دارد . مبدل كردن
[١] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٦٧٣ . .
[٢] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٦٧٣ . .
[٣] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٦٧٣ و ٦٧٤ . .