تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٨ - ١ - قاعدهء عدل
نظريهء دوم - از جعفر بن حرب است .
نظريهء سوم - اكثريت معتزله مى گويند :
است كه اگر در بارهء كسى كه مى داند ايمان نخواهد آورد روا بدارد ، آن شخص ايمان خواهد آورد ، ولى براى خدا اعمال اين لطف واجب نيست و اگر خدا چنين لطفى را روا بدارد و آن اشخاص ايمان بياورند ، شايستهء پاداش همان ايمان خواهند بود كه اگر بدون جريان قاعدهء لطف متصف به ايمان مى شدند .
براى خدا لزومى ندارد كه اصلح ( شايسته ترين طريق را ) براى آنها انتخاب كند ، زيرا - شايستگى نهايتى ندارد ، توانايى خداوند به اعطاى شايستگى بىنهايت مى باشد ، تنها لطفى كه در باره بندگان مى كند آن است كه وسايل روش دينى را براى آنان آماده بسازد و موانع را در راه تكاليفى كه به آنان مقرر فرموده است بر طرف نمايد . اين كار ( لطف ) را هم در بارهء آنها انجام داده است . » نظريهء دوم - از جعفر بن حرب است .
او مى گويد : « خداوند داراى لطفى است كه اگر در بارهء كفار روا بدارد ، همهء آنها با اختيار ايمان مى آورند ، ولى آن پاداش را سزاوار نخواهند بود كه بدون لطف شايستهء آن مى گشتند و اصلح همان است كه خداوند در بارهء بندگانش عمل كرده است ، زيرا - خداوند عالىترين و شريفترين منزلتها و بهترين و زيادترين پاداشها را به بندگانش تثبيت فرموده است . » ولى مى گويند جعفر بن حرب از اين نظريهء خود به رأى اكثريت هم مكتبانش عدول كرده است .
نظريهء سوم - اكثريت معتزله مى گويند :
خداوند به آن لطف قدرت ندارد كه اگر آن را عملى مى كرد همه كسانى را كه مى داند ايمان نخواهند آورد ايمان مى آوردند و براى او آن لطف نيست كه اگر روا مى داشت همه ايمان مى آوردند تا گفته شود توانايى آن را دارد يا ندارد .
خداوند در بارهء همه بندگان شايسته ترين روش ( اصلح ) را كه مربوط به دين آنها بوده و نهايت انگيزگى را دارا باشد انجام داده است و از چيزى كه در انجام تكليف مورد احتياجشان باشد مضايقه نكرده است ( و به طور كلى هر چيزى كه در متمكن ساختن آنها براى عمل به تكليف و استحقاق پاداش موعود مؤثر باشد خداوند براى آنان هموار ساخته است . )