تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
اصول و عناصر كه جاذبيتهاى منتظم در نظام اخلاقى نيز مانند نظام مادى وابسته به آن است ، زبان به شكايت گشوده بودند ، خونى كه بخار از آن متصاعد مى شود ، مالامال شدن قبرستانها از اجساد كشته شدگان ، مادران اشك بار ، مدعيان مخوفى هستند . هنگامى كه زمين از سربارى رنج مى برد ، ناله هايى اسرار آميز در ظلمات هست كه فقط در عالم بالا شنيده مى شود . ناپلئون در عالم ملكوت به بدى معرفى شده بود و تصميم به سقوطش گرفته شده بود . » [١] ٧٠ - « تقدير از اين گونه پيچ و خمها بسيار دارد ، كسى كه منتظر تخت و تاج جهان است ( ناپلئون ) سنت هلن [ جايى كه ناپلئون تبعيد و زندانى شده بود ] را مشاهده مى كند . » [٢] ٧١ - « سفاهتهاى بزرگ غالباً مانند طنابهاى ضخيم از رشته هاى نازك ساخته شدهاند ، اين رشته را جدا جدا بگيريد ، يكى را پس از ديگرى پاره خواهيد كرد و خواهيد گفت : اين كه چيزى نبود ؟ اين رشته ها را به هم پيچيد ضخامتى تشكيل خواهد يافت ، اين ( آتيلا ) است كه بين مارسيين در روم شرقى و والانتينين در روم غربى متردد مى ماند ، دانتوان است كه در آرسيس سوراوب مى خسبد . » [٣] ٧٢ - « در قرن نوزدهم فكر مذهبى به بحرانى دچار شد ، بعضى چيزها فراموش مى شوند و اين خوب است به شرط آن كه چون اين از ياد مى رود آن به ياد باز آيد ، در قلب آدمى جاى خالى نمى ماند ، ويرانىهايى روى مى نمايند ، خوب است كه اين ويرانىهاى روى نمايند مشروط بر آن كه ساختمان تازهاى در پى داشته باشند . » [٤] ٧٣ - « دير فكر مجرد - اين كتاب درامى است كه شخص اولش لا يتناهى است . انسان شخص دوم آن است . از اين لحاظ چون يك دير بر سر راهمان قرار گرفت ،
[١] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٥٠٦ . .
[٢] بىنوايان ، ج ١ ، ص پ ٥١١ . .
[٣] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٦٣٧ . .
[٤] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٦٦٤ . .