تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
دست كمك به سوى قدرت مطلق پيش مى برد ، با افتخار تمام سر راست مى گرفت ، در پيروزيش باقيماندهاى از مبارزه طلبى و نبرد احساس مى شد ، ايستاده ، گردن افراشته ، درخشان ، سبعيت فوق بشرى يك ملك وحشتناك عذاب را بر صفحهء لاجوردى آسمان مى گسترد . سايهء خطير عملى كه انجام مى داد ، در مشت منقبضش تابش مبهم شمشير اجتماعى را نشان مى داد ، خوشبخت و نفرت زده ، پاشنهء خود را بر سر جنايت عيب و عصيان و حيف و ميل و بر سر دوزخ نهاده بود ، مى درخشيد ، قلع و قمع مى كرد ، لبخند مى زد و در اين ميكائيل ديوآسا عظمت وصف ناپذير وجود داشت . » [١] ٦٤ - « چهرهء فانتين در آن دم به صورت شگفت انگيزى درخشان بود ، مرگ ورود در نور اعظم است . » [٢] ٦٥ - « شدايد سر نوشت اين خاصيت بزرگ را دارند كه ما هر اندازه جامد باشيم از اعماق وجودمان طبيعت انسانى را بيرون مى كشند و مجبورش مى كنند كه در خارج آشكار شود . » [٣] ٦٦ - اگر شب پيش از ١٧ و ١٨ ژوئن ١٨١٥ باران نباريده بود . آيندهء اروپا تغيير مى افت . چند قطره كم يا بيش آب ، ناپلئون را خم كرد ، براى آن كه واترلو پايان اوسترليتز شود مشيت الهى جز فرو ريختن اندكى باران زحمتى نداشت و يك ابر كه آسمان را در خلاف جهت پيمود ، براى تخريب عالمى كفايت كرد . » [٤] ٦٧ - « اين چهره ( ناپلئون ) مدتى دراز كاملًا در روشنايى بود ، سپس يك چند در حجاب بعضى ظلمتهاى افسانهاى كه غالب دلاوران روزگار از خود بر جاى مى گذارند و حقيقت را مدتى كما بيش طولانى در پرده مى نهند ، گرفتار شد . اما امروز تاريخ و روشنايى اين حجاب را مى زدايند ، اين تاريخ بسى بىرحم است ، يك خاصيت
[١] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٤٦٦ . .
[٢] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٤٦٩ . .
[٣] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٤٧٢ . .
[٤] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٤٨٥ . .