تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٤ - چگونگى تأثير انسانهايى كه داراى ولايت تكوينى هستند در انسانها و ساير موجودات
به خدا نداشته است ، در صورتى كه آن مردان بزرگ نمى توانستند ادعاى منصب مخصوص نبوت و امامت داشته باشند .
خلاصه اگر نبوت و امامت ضابطه و ملاك مشخصى نداشت مردم نمى توانستند راهنماى واقعى خود را تشخيص بدهند . به اضافهء اين كه پس از اسلام صدها بلكه هزاران اولياء الله ظهور كرده و به مقام شامخ عرفان مثبت رسيده بودند ، ولى هيچ يك از آنان ادعاى نبوت يا امامت نكرده است و اگر هم ادعا مى كرد پذيرفته نمى شد .
چگونگى تأثير انسانهايى كه داراى ولايت تكوينى هستند در انسانها و ساير موجودات اين مسئله را ابن سينا در اواخر اشارات بشكل بسيار عالى بيان مى كند . و مضمون مطلبش چنين است كه هنگامى كه يك انسان با تزكيه و تأديب نفس روح خود را صيقلى نمود ، نيروى واقعى روحش به فعاليت افتاده دامنهء تصرف او در موجودات بيشتر و عميق تر مى گردد و چنان كه انسان هر اندازه كه داراى نيروى روانى بيشترى باشد به كالبد جسمانى خود مسلطتر است ، همچنين با داشتن نيروى روانى عالى مى تواند در خود اشياء مانند كالبد جسمانى خود تصرف و نظارت داشته باشد . اين مطلب را در جملات ديگرى تأييد و قابل آزمايش معرفى نموده مى گويد : اگر بشنوى يكى از اولياء الله كارهاى فوق العادهاى انجام داد هرگز انكار مكن ، زيرا ، سبب اين گونه كارها همانست كه متذكر شديم و براى روح انسانى نيروى شگرفى است كه مى تواند با بهره بردارى از آن كارهاى مخالف نمودهاى طبيعت بجاى آورد .
بايستى بگوييم : هر چه كه انسان در تقويت روح خود بكوشد در حقيقت خود را به خدا نزديكتر كرده از اوصاف جلال و جمال خداوندى بهرور گشته و مى تواند در زير بناى هستى نفوذ كرده تأثيراتى در روبنا ايجاد كند . چنان كه پيامبران عظام به عنوان معجزه انجام مى دادند ، نهايت امر اين است كه غير از پيامبران كسى نمى تواند تصرف اعجازى در دستگاه هستى داشته باشد و اين مطلبى است كه در مباحث آينده مشروحاً بيان خواهيم كرد .