تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٠ - تو مى گويى من هم عالمى از معنى دارم ، ولى اگر به خود بيايى خواهى ديد كه معنايى كه براى خود اندوختهاى همان صورت است در شكل منظم
بيناى حقيقى خود جاندار را مورد توجه قرار مى دهد نه پوشاك آن را
تفسير ابيات
((٧٢٤)) چون تو بينايى پى خر رو كه جست چند پالان دوزى اى پالان پرست
بيناى حقيقى خود جاندار را مورد توجه قرار مى دهد نه پوشاك آن را آن چه كه منشأ آثار است خود جاندار است ، در خود جاندار هم آن حقيقتى كه اصيل است نه اعضاى ظاهرى او بلكه آن جوهر حياتى است كه او دارد . اين حيات در هر حال و در هر شرطى از شرايط نمى تواند مورد بهره بردارى تو قرار بگيرد ، زيرا - شرايط و عواملى كه موجب مى شود انسان از حقايق برخوردار شود زود گذر و ابهام انگيز و مخلوط با ساير پديده ها است ، به اضافهء اين كه حالات روحى ما هم در بهره بردارى از آنها در يك منوال باقى نمى ماند و بعيد نيست كه مقصود جلال الدين از اين كه مى گويد : « چون تو بينايى پى خر رو كه جست « همين معنا باشد كه حقايق با روش معمولى انسانها در زندگانى در حال جستن و فرار كردن است .
تفسير ابيات اى خداى پاك و بىشريك و بىنياز از يار و ياور جرم ما را ناديده بگير و دست ما را بگير . آن الفاظ رقيق را به ما تعليم فرماى كه بتواند درياى رحم و محبتت را به جوش بياورد .
هم دعا از تو است و هم اجابت از تو ، ايمنىها و وحشتها و هيبتها همه مستند به مقام شامخ ربوبى تو مى باشد .
خداوندا اگر در گفتار و نيايش خود مرتكب خطا شويم اى مصلح حقيقى خطاى ما را خود اصلاح فرماى ، تو با مشيت قاهرهء خود مى توانى تمام خطاهاى ما را به صواب تبديل فرمايى ، اگر جوى خونى بوده باشد تويى كه آن را به رود نيل مى توانى تبديل بسازى .