تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - فلسفه بافىهاى حرفهاى غير از حكمت واقعى است
١ - عموماً وسيلهء ابراز معانى كه در درون انسانها است الفاظ طبيعى يا نقشه هاى كتابتى الفاظ است .
٢ - بيان كننده و اثبات كنندهء شخصيت هر فرد و روشن كنندهء هدفهايى كه انتخاب كرده است : دو پديدهء بسيار مهم مى باشد : يكى حركات و سكنات او ، ديگرى آن معانى و حقايق كه با الفاظ ابراز مى دارد .
مى توان گفت : نقش الفاظ در اين اصل از حركات و سكنات معظمتر است ، زيرا - الفاظ به اصطلاح معمولى زبان دارد ، در صورتى كه كردار و حركات و سكنات معمولا گنگ و بىزبان است .
٣ - اصل اولى عقلائى كه تا كنون در جوامع بشرى حكمفرما بوده است اينست كه جملات و كلماتى را كه يك گوينده ادا مى كند حقيقتا مى خواهد از امورى خبر بدهد كه داراى واقعيت مى باشند ، يعنى اگر گفت : ( من تو را دوست دارم ) اصل اولى اين است كه از وجود واقعى محبت خبر مى دهد ، اگر بگويد : ( من عدالت را دوست دارم و در راه آن مى كوشم و از خود نيز مى گذرم ) اصل اولى اين است كه مفاهيم دو جملهء فوق در درون او حقيقت دارد . پذيرش ساده لوحانهء اين سه اصل باعث شده است كه زندگانى ما انسانها از صورت جريان منطقى به برد و باختهاى قمار بازان تبديل گردد ، زيرا - با نظر به دو پديدهء مهمى كه مشاهده مى شود واقعيت سه اصل مزبور بازيچهء دست افراد قرار گرفته بجاى آن كه وظيفهء واقعى خود را انجام بدهند ، عالىترين وسيلهء مبارزين مى دان تنازع در بقا گشتهاند .
اين دو پديده عبارتند از :
يك - دلالت الفاظ به معانى خود قرار دادى است و چنين نيست كه دلالت كلمهء محبت به محبت واقعى مانند دلالت ١ ١ بر ٢ بوده باشد . و تعدد لغات در جوامع بشرى در هر دوران نيز قرار دادى دلالت الفاظ را بخوبى اثبات مى كند .
دو - شايد اين پديدهء دوم خطرناكتر از اولى بوده باشد . اين پديده عبارت است از توانايى انسان به خود دارى و مقاومت در مقابل حقايق و مخالف نشان دادن