تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٨ - مقياس سنجش را منحرف نكنيد ، بگذاريد انسانها با اندازه هاى واقعى روبه رو شوند
مطالبى را به عنوان دانش مى توانيم بيندوزيم و نيز مى دانيم كه هيچ معلولى بدون سابقه علت نمى تواند تصادفاً وجود داشته باشد .
اين اصول با قطع نظر از عينكهاى سفسطه بازى و اصطلاح باقىهاى حرفهاى تحقق دارند .
تغييراتى كه در جهان هستى و زندگانى ما صورت مى گيرد اصول مزبوره را دگرگون نمى سازد .
گروه دوم - اصولى است كه بعنوان مصاديق و موارد تطبيق اصول ثابته در نظر مى گيريم . مثلًا در دورانى كه از تاريخ گروهى از اصول بديهى رياضى ( آكسيوم ) تلقى مى شوند ، سپس با گذشت زمان و پيش رفت دانشها همان آكسيومها مورد ترديد نظر قرار مى گيرند ، اين تغييرات در رو بناى آن اصول واقع مى شود كه مى گويد : فعاليت رياضى در مغز انسانى به عنوان يك اصل ريشه دار ثابت است ، اگر چه محصول فعاليتهاى رياضى در هر دوره و در ميان شرايط مخصوص اصول معينى را نتيجه مى دهد كه در معرض تغيير و تبديل قرار گرفته است و از همين قبيل است تمام اصول روبناى زندگانى ما . اين اصول با نظر به عوامل و شرايط معين ، براى ما نقطه اتكا و بيان كننده نقطه قرارگاه ما مى باشد و سنجشها و محاسبات روى آنها انجام مى گيرد . در عين حال با يك آگاهى مختصر اين اصل جريان و تغيير را هم كه از اصول ثابت است در نظر مى گيريم و در ارزيابى هر اصل مى گوييم : آيينه كه امروز صورت ما را نشان مى دهد ممكن است براى فردا اين خاصيت از آن سلب گردد و اگر اين ترازو امروزه مى تواند كالاى ما را به طور دقيق بسنجد ، ممكن است فردا شرايطى پيش بيايد كه ترازو نتواند مقياس سنجش منطقى بوده باشد .