تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - ضرورتها ممنوعيتها را بر مى دارد
« . . . فَمَنِ اُضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لإِثْمٍ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ٥ : ٣ . » [١] ( كسى كه در قحطى بدون تمايل به گناه مضطر شود خداوند غفور و رحيم است ) .
« . . . فَمَنِ اُضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ٦ : ١٤٥ . » [٢] ( كسى كه بدون تجاوز و تعدى مضطر شود خدا غفور و رحيم است ) .
« . . . فَمَنِ اُضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ١٦ : ١١٥ . » [٣] ( كسى كه بدون تجاوز و تعدى مضطر شود خدا غفور و رحيم است ) .
« . . . وَقَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اُضْطُرِرْتُمْ إِلَيْه ٦ : ١١٩ . . . » [٤] ( خداوند آن چه را كه حرام كرده است به شما تفصيل داده است ، مگر آن چه را كه مورد اضطرار شما است ) .
و اما از نظر روايات شايد بتوان گفت : رواياتى كه با بيانات مختلفى منتفى شدن تكليف در موقع ضرورت را بيان مى كند بيش از حد معمولى است از قبيل :
« رفع عن امتى تسعه . . . و ما اضطروا إليه » .
( از امت من نه چيز برداشته شده است . . . و آن چه كه مورد اضطرار آنها است ) .
« و إذا أمرتكم بشيء فاتوا منه ما استطعتم » .
( هنگامى كه به شما در بارهء چيزى دستورى دادم تا حد امكان آن را انجام بدهيد ) .
از همهء روايات با اهميتتر روايت معروف : « لا ضرر و لا ضرار « است كه حتى رساله ها در بارهء آن نوشته شده است و اين جانب نيز رسالهاى در قاعدهء لا ضرر كه براى انجمن اسلامى مهندسين تدريس كردهام نوشتهام .
اين قاعده با تمام وضوح بيان مى كند كه در دين اسلام دستورى كه باعث ضرر
[١] سوره مائده ، آيهء ٣ . .
[٢] سوره انعام ، آيهء ١٤٥ . .
[٣] سوره نحل ، آيهء ١١٥ . .
[٤] سوره انعام ، آيهء ١١٩ . .