تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣ - مناجات
چند مقدمه را متذكر مى شويم :
مقدمهء اول : تأثيري كه شمس تبريزى در روح جلال الدين ايجاد كرده است
چند مقدمه را متذكر مى شويم :
مقدمهء اول :
تأثيرى كه شمس تبريزى در روح جلال الدين ايجاد كرده است .
شايد براى اشخاص زيادى هنوز اين مسئله به طور يك معماى لا ينحل جلوه كند كه جلال الدين مولوى با آن مقام علمى و با داشتن آن انديشهء تابناك و فعال چگونه تحت تأثير مردى قرار گرفته است كه يك اثر علمى و فكرى برجسته از او ديده نمى شود ؟ ممكن است يك فرد انسان به فردى ديگر از نوع خود به جهت داشتن مزاياى جالب علاقه مند شود ، ولى محبت و علاقه غير از مسئلهء انفجار و دگرگون شدن روحى دهشتزايى است كه در جلال الدين مولوى در مقابل شمس تبريزى مشاهده مى شود و به يقين مى دانيم كه اين محبت مربوط به هيجانات غرايز معمولى انسانها نبوده است .
پس اين معما چگونه حل خواهد گشت ؟ ما براى توضيح اين مسئله اولًا به طور اجمال داستان ملاقات اين دو مرد را نقل مى كنيم ، سپس به تفسير و تحليل آن در حدود توانايى مى پردازيم . ما با جزئيات مسافرت شمس به ديار جلال الدين و مقدمات آن كارى نداريم .
آن چه كه از متن بعضى از تواريخ در خور توجه بر مى آيد اين است كه : جلال الدين در روز شنبه بيست و ششم جمادى الآخر در سال ٦٤٢ هجرى در قونيه شمس تبريزى را ملاقات كرده است . در بارهء اين ملاقات مطالب گوناگونى گفته شده است . افلاكى مى گويد :
« شمس الدين تبريزى از مولانا پرسيد كه : بايزيد بزرگتر است يا محمد صلى الله عليه و آله ؟ مولانا گفت : اين چه سؤال باشد ؟ محمد صلى الله عليه و آله خاتم پيغمبران است وى را با ابو يزيد چه