تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - حقيقت و واقعيت
٢ - مرحلهء متوسط
٣ - مرحلهء نهايى
دريافت شده تلقى مى كنيم و ضمنا مطابق گروهى از قوانين مى گوييم : همان واقعيت است كه به اضافه رويدادها موضوع كنونى را به وجود آورده و همين واقعيت است كه نقش بقاى موضوع فعلى را به عهده گرفته و در نتيجه واقع در اين لحظه با پديدهاى كه براى من مطرح است از يكديگر كاملًا متمايز مى باشد ٢ - مرحلهء متوسط - عبارت است از ارزيابىهايى متموج كه در بارهء موضوع فعلى در ذهن من وجود دارد ، زيرا - هر فردى از انسان در بارهء هر موضوعى از موضوعات خارجى در صورت آگاهى يك يا چند ارزيابى عمومى دارد ، مثلًا گروهى از موضوعات خارجى را كه حالتى از واقعيتها هستند همواره با عينك رياضى مورد بررسى قرار مى دهند ، گروهى ديگر را با نظر زيبايى و دستهء ديگرى از موضوعات جهان طبيعت را به اين عنوان كه همگى در حال آگاهى در جريانند مطرح مى كنند .
اين ارزيابىهاى متموج در حقيقت مربوط به مرحلهء ابتدايى يعنى واقعيت در جريان است كه هستى آن را مربوط به خود من نمى دانيم ٣ - مرحلهء نهايى - عبارت است از آميزش دو مرحلهء ديگر كه موضوع مفروض از آنها عبور كرده است - با ادراكات فعلى كه محصول فعاليتهاى حواس و ذهن مى باشد .
در اين مرحله افكار معمولى متوقف مى گردد ، ولى افكار عاليه از اين مرحلهء نهايى هم گام فراتر نهاده با بهره بردارى از نيروى با عظمت روح همان موضوع خارجى را به شكل نقاط ايده آل اعلى يا وسايلى براى وصول به ايده آل اعلى منظور مى نمايند .
اكنون بر مى گرديم به مبحث اصلى خود كه گفتيم : حقيقت و واقعيت به عنوان دو قلمرو براى ما مطرح است ، مى گوييم : حقيقت عبارت است از محصول تطابق پديده با واقعيت . آلفرد نورث وايتهد حقيقت را به عنوان خود تطابق ميان پديده و واقعيت معرفى مى كند . البته اين تعريف ناقص است ، زيرا - ما حقيقت را به عنوان موضوعى كه براى ما صحيح و مطابق واقعيت مطرح شده است تلقى مى كنيم ، اما خود تطابق مقدمهء محصول حقيقت مى باشد .