تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - آيا لطف خداوندى ما را به جرم وادار مى سازد ؟
جهان كه عين خود آگاهى است بهره مند باشيد .
((٣٣٦)) لطف شه جان را جنايت جو كند ز انكه شه هر زشت را نيكو كند
آيا لطف خداوندى ما را به جرم وادار مى سازد ؟
پاسخ اين سؤال بايستى پس از تحليل به اجزاء سؤال مطرح شود .
ممكن است از اين كه لطف خداوند و كرم او باعث جنايت كارى ما مى باشد اين معنى منظور شود كه چون اطمينان داريم كه خداوند ما كريم و ودود است ، لذا از ما انتقام نخواهد كشيد ، پس مى توانيم به جرم و جنايت مرتكب شويم . اين مطلب را به همين سادگى امضا كردن فتواى نابودى انسانيت مى باشد ، زيرا - هيچ حقيقتى مانند وجدان به انسان نزديك نيست . انسان قيافهء ديگرى در درون دارد كه وجدان ناميده مى شود ، ما هنگامى كه به يك جرم و جنايت مرتكب مى شويم و پشيمانى و شكنجه و سرزنش وجدان در حقيقت خود ما هستيم . آيا خداوند ما را در موقع جنايت و نيكو كارى به يكسان مى بيند ؟ آيا خداوند نيروى وجدانى را كه به ما عطا فرموده است و با ده ها قيافهء شگفت انگيز كه گاهى دادستان مى شود و گاهى مانند مأمور اجرا به ما شكنجه مى دهد و . . . غير ذلك كار بىهودهاى كرده است ؟ اين عذاب وجدانى چيست ؟ مطابق نظريهء فوق اگر كرم و لطف خداوندى ايجاب مى كند كه به سوى گناه تحريك شويم ، همين گونه ايجاب مى كند كه ما را به سرزنش و كيفر وجدانى گرفتار نكند ، زيرا - اين سرزنش و شكنجه گاهى آن چنان شديد است كه ممكن است يك عمر انسان را به اختلال روانى دچار كند . آيا ما نديدهايم و نشنيدهايم كه افراد فراوانى از شكنجه وجدانى دست به خودكشى زدهاند ؟ آيا اين اندازه بىچارگى نمى تواند مورد لطف الهى واقع شده و ما را