تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - خاصيت بدن انسانى گنديدن است هر چند كه آن را ميان عالىترين عطرها و زينتها بپوشانيد
در بارهء اجتماعات هم دقيقاً جريان دارد توضيح مشروح اين مسئله را در مقدمات اين كتاب مطالعه فرماييد
((٢٦٦)) گر ميان مشك تن را جا شود روز مردن گند او پيدا شود
خاصيت بدن انسانى گنديدن است هر چند كه آن را ميان عالىترين عطرها و زينتها بپوشانيد همهء ما مى دانيم كه اگر ماهى را از دريا كنار بيندازيم ، او پس از چند لحظه خواهد مرد ، اگر چه در آن خشكى كه ماهى را انداختهايم گران بهاترين سنگها و فلزات را بگسترانيم ، اگر چه خوشبوترين عطرها را در آن زمين بپاشيم ، اگر چه ميلياردها نسخه كتاب در بارهء زندگانى و شئون ماهى در پيرامون همان مكان روى زمين بچينيم ، اگر چه ميليارد شعر در باره حيات و اصالت آن در بالاى سر ماهى كه در حال جان كندن است بسراييم و با عالىترين موسيقى هم بنوازيم ، بالاخره آن ماهى از آب دور افتاده خواهد مرد . اين است خاصيت طبيعى كالبدى كه براى حفظ جان آماده شده است .
اين تن خاكى ما روزى لانهء مار و مور و حشرات خاكى خواهد گشت ، مغز بسيار عالى اينشتين و كلهء متهور چنگيز و ناپلئون با هم در آميخته اسباب بازى روستا بچهاى خواهد گشت كه با گاو آهن خود همان زمين را زير و رو مى كند .
ممكن است بگوييد : روزى فرا خواهد رسيد كه تمام جسدها را موميايى كنند و با طراوت طبيعى كه جسدها در روزگار زندگانى داشتند حفظ خواهند شد .
آرى چرا ممكن نيست ، اما فراموش نشود كه در آن موقع نخواهيد خنديد ، گريه سر نخواهيد داد ، احساس از شما جدا شده است ، لذت و الم با شما سر و كارى