تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - مردان الهى در يك وحدت عالى با يكديگر متحد مى باشند
اين نكته را هم متذكر مى شويم كه مباحثى را كه در بارهء زمان مطرح كرديم از حدود چند مقدمه براى بحث نهايى تجاوز نمى كند ، ولى اين مباحث مى تواند تا حدودى مقصد جلال الدين را از ابياتى مانند بيت مورد تفسير روشن بسازد .
((١٨٥)) بر مثال موجها اعدادشان در عدد آورده باشد بادشان
((١٨٦)) مفترق شد آفتاب جانها در درون روزن ابدانها
مردان الهى در يك وحدت عالى با يكديگر متحد مى باشند اين مسئله هم بارها در كتاب مثنوى مورد تذكر قرار گرفته است :
جان گرگان و سگان از هم جداست متحد جانهاى شيران خداست
ولى ، كثرت موج تو را در غلط انداخته است .
اين اتحاد و يگانگى را در نمودهاى ابتدايى روان كاملًا مى توان مشاهده كرد هنگامى كه يك ايدهء عالى مورد پذيرش گروهى قرار گرفت ، افراد آن گروه با تمام اختلافات در شئون زندگانى ، بلكه با تمام اختلاف در اجزاء درونى و برونى داراى يك وحدت عالى روحى مى باشند كه لذايذ و آلام آنها در حقيقت از يك انگيزه و به يك ماهيت نمودار مى گردد و اين مطلب بسيار روشن است .
آن گاه كه ايده آل خود خدا مى باشد و گروندگان با تمام شخصيتشان به اين ايده آل مى گروند ، ارواح آنان كه در حقيقت زير بناى كالبد مادى و شئون طبيعى شان مى باشد ، چنان اتحادى پيدا مى كنند كه با اين كه هر يك از افراد آنها زمان و مكان و خصوصيات مشخصى را اشغال مى كنند ، با اين حال در يك اتحاد معقول و روحانى به سر مى برند . اما اين ماييم كه با ديده گان معمولى فرديت آنها را به حساب آورده و