تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - ٥ - ( من ) و احساس زمان حال كه در گذر است
و ممكن است به وجهى از وجوه به ما ارتباط داشته باشند بررسى كنيم ، خواهيم ديد با نظر به انگيزه هاى درونى ما ، تقسيم بندى شده و به اقسام گوناگونى از مطلوب و غير مطلوب تفكيك مى شوند .
در هر يك از حالات سه گانه من دريافت مخصوصى در بارهء زمان خواهد داشت در حالت اول يعنى اشتياق به رسيدن رويدادها سرعت زمان كند دريافت مى شود و انسان گمان مى كند زمان با امتداد بيشتر از معمول از راه مى رسد و بالعكس هنگامى كه رويداد آينده مورد تنفر و اندوه زاى باشد ، در هنگام توجه به زمان شتاب بيشترى در گذشت زمان درك مى گردد ؟ با يك عبارت جامعتر هر چه كه بخواهيم حادثه را در جويبار تدريجى الجريان سريعتر به سوى خود بكشيم حركت و گذشت لحظات كندتر خواهد شد و هر چه كه بخواهيم حادثه را در جاى خود در نقاط آينده ميخكوب كنيم حركت آن حادثه به سوى ما با شتاب دريافت خواهد شد .
٥ - ( من ) و احساس زمان حال كه در گذر است حوادث فعلى كه يكى پس از ديگرى سپرى مى شود ، از لحاظ دريافت شتاب يا كندى حركت باز مربوط به چگونگى وضع روانى ما با آن حوادث است . به طور كلى هنگامى كه حوادث براى ما لذت بار و خوشايند باشند و من با اشتياق و تمركز قواى ذهنى با آن عوامل لذت در تماس باشد ، عبور زمان محسوس نمى شود ، ولى پس از توجه به اين كه به كدامين نقطه از زمان رسيدهايم ، شتاب زيادى در گذشتن زمان احساس مى كنيم . مثلًا مدت سه ساعت در مجمعى با حوادث خوشايندى روبه رو شدهايم ، هنگامى كه به خود مى آييم مى پرسيم ساعت چند است ؟ وقتى كه معلوم مى شود سه ساعت گذشته است مى گوييم : چطور ؟ دو باره به ساعتتان نگاه كنيد ، مانند اين است كه نيم ساعت بيشتر مجمع ما طول نكشيده است .
اما در موقع فرو رفتن من در حوادث اندوهبار و دردناك با اين كه تمركز قوا و مبارزه با درد سر تا سر من را فرا گرفته است ، با اين حال زمان با حركت بسيار كندى