تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - چند مسئلهء روشن در مقدمهء شناسايى زمان
آنها را درك مى كنيم ، ولى در مدتهاى كم و بيش تغيير پيدا مى كنند و يا از بين مى روند .
٢ - از نظر علمى و حسى اين حقيقت هم روشن است كه مى بينيم خواه ما شاهد بزرگ شدن و رسيدن سيبى در بالاى درخت باشيم يا نه ، سيب تا نقطه رسيدن مراحلى را سپرى مى كند و در سپرى كردن اين مراحل اجزاء و شكل و طعم و بوى آن نيز تغيير پيدا مى كند .
٣ - اكنون مى پردازيم به موجوديت خويش ، در اين صحنه كه وارد مى شويم به طور روشن با سه قسم تغيير روبه رو مى شويم :
الف - تحولات عضوى و طبيعى خالص - مى بينيم اعضاى كالبد مادى ما هم مانند ساير موجودات طبيعى در معرض تحول و تبدل قرار گرفته است .
ب - تغييرات در سطح طبيعى ( حيات ) يا روان مانند نمود لذت و الم و محبت و كينه و ترحم و انتقام و غير ذلك . اين نمودها را هم در درون خود مانند پديده هاى فيزيكى خارجى درمى يابيم ، نه به آن معنى كه آنها را با شكل و رنگ و طعم و بو مشاهده مى كنيم ، بلكه ما آنها را آن چنان به عنوان حقيقت و واقعيت دريافت مى نماييم كه پديده هاى فيزيكى را .
ج - تحولات روانى خالص به طور روشن احساس مى كنيم كه شخصيت روانى ما در عبور از دورانهاى كودكى و جوانى و ميانسالى و پيرى تبدلات قابل درك داشته است . ( نوع و خاصيت شخصيت را در هر يك از دورانهاى مزبور در كتابهاى روان شناسى مى توان مطالعه و بررسى كرد ) .
٤ - ما كه حركتها و تحولات مزبوره را تصور مى كنيم ، مى توانيم به طور روشن و ابتدايى يك كشش مستمر را بدون كوچكترين گسيختگى در ذهن خود تصور كنيم ، همه مى دانيم كه خواه توجهى به حركت پديده ها و اجسام طبيعى و عضوى و درونى خويش داشته باشيم يا نه ، يك كشش متصل و در جريان را در ذهن خود در مى يابيم و اين كشش را زمان مى ناميم .