تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٤ - آيا منطق وضعى مى تواند منكر ما وراى طبيعت باشد ؟
از ارزش انداخته نگشته است . مسائل ذيل را در جملات فوق ملاحظه فرماييد :
مسئله اول - مى گويد : « چنان كه دانشمندانى كه عوامل تمدن را در آزمايشگاه هاى خود براى ما مى آفرينند ، درك مى كنند « يعنى اين دانشمندان تنها با عينك منطق وضعى حقايق هستى را بررسى مى كنند .
اول - بايد بگوييم كه : نتيجهء روش منطق وضعى تنظيم واحدهاى انديشه مطابق امور تثبيت شده است ، اين روش چگونه مى تواند ما وراى مثبت را انكار كند . مگر مثبتها نسبى نيستند ، مگر هر حقيقت مثبت در مقابل حقيقت مثبت ديگر خارج از عينيت يكديگر نيستند ؟ مثلًا مگر عنصر اكسيژن از مسئلهء توليد و توزيع مواد اقتصادى بر كنار نيست ؟ ( زيرا اكسيژن موضوعى است و توليد و توزيع موضوع ديگر » آيا مى تواند اكسيژن به موضوع توليد و توزيع بگويد : چون من هستم و مثبت هستم ، ديگر تو نيستى تو بايد منفى باشى دوم - اين آقاى نويسنده مى بايست كمى اوراق تاريخ علوم و اكتشافات را بگرداند و مطالعه كند تا ببيند كه تا امروز اغلب دانشمندان و متفكرينى كه عناصر مثبت تمدن را براى ما آفريدهاند مردانى بودند كه ايده هاى متافيزيكى داشتند .
شمارهء اينان با شمارهء آن عده از متفكرين كه به ما وراى طبيعت معتقد نيستند قابل مقايسه نيست :
حتى همين امروزه باز شمارهء فراوانى از متفكرينى كه زندگانى آگاهانهاى دارند و مطالب ديگرى غير از آزمايشگاه محدودشان را براى خود مطرح مى سازند ، گرايشهاى ما وراى طبيعى دارند . اگر چه اشكال و رنگ معتقداتشان با يكديگر متفاوت مى باشد .
سوم - اين كه مى گويد : « دانشمندانى كه عوامل تمدن را براى ما مى آفرينند از منطق وضعى تبعيت مى كنند » چنان كه گفتيم : يك بررسى محدود در اين مسئله با اهميت است .
آيا اين نويسنده ، هيچ فكر كرده است كه پديدهء اكتشاف و اختراع هيچ وقت