تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - هر چه كوشش كنيد كه نسخه حقيق خود را از كس ديگر مشاهده كنيد ، نخواهد توانست
((٩٣)) نقش جان خويش مى جستم بسى هيچ مى ننمود نقشم از كسى
((٩٤)) گفتم آخر آينه از بهر چيست ؟
تا بداند هر كسى كاز جنس كيست ؟
((٩٥)) آينهء آهن براى لونهاست آينهء سيماى جان سنگين بهاست
((٩٦)) آينهء جان نيست الا روى يار روى آن يارى كه باشد ز ان ديار
هر چه كوشش كنيد كه نسخه حقيق خود را از كس ديگر مشاهده كنيد ، نخواهد توانست تمام معلومات روانى و طبيعى و فلسفى ما مى توانند اين نتيجه را به ما نشان بدهند كه هيچ كس نمى تواند حقيقت روح خود را در بيرون از خود جستجو كند ، بلكه چنان كه در گذشته گفتيم خود انسان هم كه به خود آشنايى دارد يك علم حضورى و اجمالى است زيرا :
تن ز جان و جان ز تن مستور نيست ليك كس را ديد جان دستور نيست بلكه همين مقدار براى ما امكان پذير است كه خود را در مى يابيم و نمودهايى چند هم از فعاليتهاى خود را درك مى كنيم ، اما اين كه خود را مانند يك نمود فيزيكى در مقابل خويش قرار داده و آن را مانند شناسايى يك نمود فيزيكى بشناسيم ، امكان ناپذير است و تا كنون هيچ كس هم نتوانسته است چنين ادعايى داشته باشد . اين ناتوانى به ما مى گويد كه شما نمى توانيد حتى خودتان را آن چنان كه هستيد دريابيد و موقعى كه ما نتوانستيم خود را به طور حقيقى درك كنيم ، چگونه مى توانيم مطابق اصل خود را در ديگران جستجو كنيم ؟ اگر فرض كنيم كه اين ناتوانى ما به توانايى مبدل