تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - محصولات حواس ظاهرى با فرايندهاى حواس درونى در پشت پرده اشتباه نمى شوند
مى رساند و آن موجود پذيرنده همان اثر را جزء ذات يا خاصيت خود قرار داده خود را با همان رنگ در مى آميزد .
اين انعطاف همان تأثرات معمولى است كه در همه عوالم نبات و جماد و حيوان حكمفرما است . انعطاف در اين قيافه تنها وجود خود را در موجود پذيرنده تثبيت مى كند و كوچكترين اثر فعلى در آن مشاهده نمى شود ، مثلًا رنگى كه بيك سطح كاغذ وارد مى شود رنگ كاغذ را عوض مى كند ، ولى ديگر آن كاغذ تبه جهت رنگ مفروض نمى تواند خود را به وسيله خود بنويسد و يا هنگامى كه سنگى مى شكند قطعات آن سنگ كه از يكديگر جدا شدهاند به نباتات مبدل نخواهند شد .
نوع دوم - خاصيت انعطافى است كه نتيجه فعاليت و دگرگونى مثبت را در دنبال مى آورد .
اين نوع از پذيرش در حقيقت جنبه مقدمه بر فعاليتى است كه به شكل يك رويداد جديد در موجود ايجاد خواهد گشت ، البته اگر چه اين نوع از پذيرش را به قلمرو انسانها منحصر نمى كنيم ، زيرا - مى توان در تمام موجودات اعم از جماد و نبات و حيوان اين نمود را مشاهده كرد كه هنگامى كه پديدهاى به آنها وارد شده آن موجودات آن پديده را مى پذيرند ، ممكن است در اشكال مختلفى آن پديده به فعاليت بيفتد ، ولى فعاليتى كه در موجودات مزبوره به ظهور خواهد پيوست از دايره نمودهاى مربوط كه از سنخ همان موجود است يا نيروى مخصوص آن موجود ايجاب مى كند تجاوز نخواهد كرد .
در قلمرو انسان اين تفاعل و اين دگرگونى كه ايجاد مى شود قابل مقايسه با امور مزبوره نيست ، زيرا ، انسان پس از گيرندگى نيرو گسترش و عمق شگفت انگيزى در درون خود احساس مى كند كه مى توان آن را اتحاد با تمام جهان هستى معرفى كرد .
يك غنچه ظريف گل يا حركت يك مورچه ناتوان آن چنان درون او را به خود مشغول مى دارد كه تمام اجتماعات روى زمين . حركت يك نسيم لطيف در فضا او را