آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٧٥ - آيا آيات«حبط» داراى عموميت است؟
بلندتر نكنند. «مجاهد» و «قتاده» گفتهاند: اعرابى جلف و سبك از قبيله بنى تميم به خانه پيامبر (ص) مىآمدند و پشت در اطاقهاى پيامبر (ص) بانگ برمىآوردند كه:
«اى محمد بيرون بيا». بديهى است، اگر كسى باحترام- با صدايى بلندتر از صداى پيامبر هم- با وى سخن گويد ايرادى بر او نيست. ولى آنان در گفتگوى بين خود، عادت داشتند كه براى تحقير يكديگر، صداى خود را از صداى طرف سخن خود بلندتر كنند. بدين علت، خداوند آنان را از اين رفتار نهى كردند و آيه نيز ناظر به اين عادت است كه مىگويد: «آن گونه كه بين خود صداهاى خود را بلند مىكنيد، پيامبر را نخوانيد».[١] به هر صورت، شايد بتوان گفت: ظاهر آيه حكايت مىكند كه «حبط» ناظر به صفت ناپسند تحقير و استخفاف نسبت به مقام والاى پيامبر (ص) است كه سرانجام اندك اندك به ارتداد آنان مىانجامد، هر چند فرد فريادزننده به ارتداد تدريجى خد توجه نكند و درنيابد.
به سخن ديگر، آدمى آنگاه كه براى نخستين بار، رفتار زشتى را انجام دهد، سخت پشيمان مىگردد. ولى اگر چنين رفتارى بارها از او سر زند، اندك اندك ترس او كم مىشود و آن گونه كه در نخستين بار پشيمان مىشد، پشيمان نمىگردد و چه بسا تكرار آن رفتار زشت، آن را براى فرد به صورت عادت درآورد و آدمى با گذشت زمان، زشتى آن را احساس نكند. بنابراين، آنكه در راه كمال و تهذيب نفس خويش گام برمىدارد، بايد از نخست، درهاى گناه را به روى خود ببندد، چه دورى از هر كارى ناپسند، در ابتدا آسان است ولى با تكرار كردار زشت و گذشت زمان پرهيز از چنين رفتار زشتى بسيار دشوار مىگردد. و چه بسا بدانجا كشد كه آدمى زشتى آن را نبيند، يا آن را گناهى زشت به حساب نياورد.
بنابراين، ترديدى نيست كه گفتگوى با پيامبر (ص)- كه با صدايى بلندتر از صداى آن حضرت و بانگ بر او كه به گونه فرياد باشد- خلاف ادب و نزاكت و اهانت به مقام والاى ايشان است و رفتارى زشت است و تكرار آن، تحقير و استخفاف
[١] تفسير التبيان، ج ٩، ص ٣٣٨.