آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠ - درس صدم آيا جز خدا كسى، تأويل قرآن را مىداند؟
نادرست مفسدان را نفى نمىكردند و پاسخ نمىگفتند، قرآن بعنوان وسيلهاى براى فساد در دين، بدست اين افراد مىافتاد. ولى «قاعده لطف» حكم مىكند تا در هر روزگارى، دانشمندانى وجود داشته باشند كه بتوانند متشابهات را به گونهاى كه درست است تأويل كنند تا سدّى محكم، در برابر اهل باطل و منحرفان، به شمار آيند و از دين و از مشوه شدن آيات قرآن حكيم دفاع كنند.
از سوى ديگر، اگر تأويل آيات متشابه را جز خدا، كس ديگرى نمىدانست، فايدهاى براى فرستادن بخشى اعظم از قرآن ك ١ ريم مترتب نبود، جز اينكه بدون درك و فهم آن، آنها را بخوانند، در حالى كه پيامبر (ص) فرمود: «واى به آنكس كه دهان بخواندن قرآن بجنباند و در آن انديشه و تفكر نكند» و آيه ٢٩ از سوره ص، به همين مضمون است كه مىگويد: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ (اين قرآن) كتابى مبارك و عظيم الشأن است كه بر تو نازل كرديم تا امّت در آياتش فكر كنند و صاحبان عقل، متذكر حق آن شوند).
فرض كنيم كه مردم، وقتى به آيهاى متشابه، برخورد مىكنند، براى بدست آوردن معنى چنين آيهاى، به علماء خود مراجعه كنند و آنان اعتراف كنند كه معنى آن را نمىدانند. هنگامى كه آنان به اتّفاق علماى خود، به يكى از امامان جانشين پيامبر (ص)، مراجعه مىكنند در پاسخ مىشنوند كه جز خدا، كس ديگرى معنى متشابه را نمىداند. اگر آنان قانع نشوند و همه به پيشگاه پيامبر (ص) بروند و از او با پافشارى بخواهند كه تفسير آيهاى كه خداوند آن را نازل كرده تا در آن تدبر كنند.
اگر پيامبر (ص) نيز همچون ديگر افراد مردم، به جهل خود به كتاب خداى عزيز اعتراف كند، آيا در اين صورت امتها ديگر، چنين امتى را مسخره نخواهند كرد كه همه مسلمانان، چه توده مردم و چه دانشمندان و امامان و پيامبر آنان، به محتواى كتابى كه براى هميشه پايه دين آنهاست، جاهل هستند؟
به راستى كه چنين تصورى، چيزى جز يك گمان فاسد نيست كه بزرگوارى امتى را كه به خاطر پيامبر و كتاب كريمش به ديگر امّتها برترى دارند، اين چنين زير پا بگذارند.
آيا اين، پيامبر نيست كه امت خود را در آن هنگام كه امور همچون سياهيها و