آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٠ - قضاء و قدر از نظر متكلمان شيعه
شيخ مىپرسد: «پس قضا و قدرى كه از آن نام برديد، كدام است؟» امام فرمود: «امر خداى متعال و حكم او» آنگاه، اين آيه را خواند: وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ. پاسخ امام، در ضبط ديگر روايت، بدين گونه است: «امر خدا به فرمانبردارى، نهى از گناه، تسليم در برابر كار نيك و ترك گناه، كمك كردن بر نزديك شدن به او، خوارى نسبت به آنان كه او را سركشى كنند، وعده پاداش و وعده كيفر و تشويق و ترساندن، همه اينها قضاى خداست نسبت به كردار ما و قدر اوست نسبت به كردار ما، و به جز اين گمان مبر به خدا كه گمان به او تباهكننده كردار است.
آنگاه شيخ، خطاب به امير المؤمنين گفت: «نگرانى و اندوه مرا زدودى، خدا اندوه تو را برداريد».
و با شادى برخاست و اين ابيات را خواند:
|
انت الإمام الذى نرجو بطاعته |
يوم النجاة من الرحمن غفرانا |
|
|
اوضحت من ديننا ما كان ملتبسا |
جزاك ربك بالاحسان احسانا |
|
|
فليس معذرة فى فعل فاحشة |
قد كنت راكبها فسقا و عصيانا |
|
|
لا، لا و لا قابلا ناهيه اوقعه |
فيها عبدت اذا يا قوم شيطانا |
|
|
و لا احبّ و لا شاء الفسوق و لا |
قتل الولىّ له ظلما و عدوانا |
|
|
انّى يحبّ و قدّ صحّت عزيمته |
ذو العرش اعلن ذاك اللّه اعلانا |
|
[١] شيخ «مفيد»، در دنباله اين حديث افزوده است: «اين حديث از گفته امير المؤمنين (ع) توضيحدهنده معنى عدل و نفى جبر و اثبات حكمت در افعال خداى متعال و نفى كار عبث از فعل خداى سبحان است».
[١] شرح تجريد الاعتقاد، ص ١٧٥- ١٧٦، چاپ بمبئى، كنز الفوائد، كراجكى، ص ١٧١- ١٧٢، اصول كافى، ج ١، ص ١٥٥، شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١٨، ٢٢٧- ٢٢٨، احتجاج، طبرسى، ج ١، ص ٣١٠- ٣١١، بحار الانوار، ج ٥، ص ١٣- ١٤، ٩٥- ٩٦، ١٢٥- ١٢٦، ارشاد، شيخ مفيد، ص ١٢٠- ١٢١.