آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢١ - درس صد و چهاردهم كارهاى اختيارى انسانها
٢٢- وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ.[١] (چه زيان به آنها مىرسد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان مىآوردند.) ٢٣- وَ ما لَكُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ.[٢] (چيست شما را كه به خدا ايمان نمىآوريد.) اگر پذيرش ايمان به اختيار خود ما نبود، دليلى براى اين سخن خداوند نبود و مانند اين است كه بگويد: چرا قد شما بلند نيست؟ يا چرا سفيد پوست نيستيد؟ در اين صورت آنكه ايمان را نپذيرفته است، مىتواند در پاسخ بگويد: تو هستى كه مرا از ايمان آوردن بازمىدارى و ايمان را در من نيافريدى و چگونه و چرا مرا بر ايمان نياوردن، سرزنش مىكنى؟
٢٤- فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ.[٣] (مر آنان را چه موجب شده كه از ياد آوردن، روى گردان باشند و اعراض كنند.) (اگر اعراض آنان به فعل خدا باشد، اين انكار و اعتراض به آنان، چرا؟) ٢٥- فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ.[٤] (هر كه خواهد ايمان آورد و هر كه خواهد كافر شود.) مدلول آيه، دليل بر آن است كه كفر و ايمان در اختيار ماست و بيرون از اراده ما آفريده نشده است وگرنه دليلى براى مدلول آيه مذكور نبود، همان گونه كه دليلى براى آيه بعدى مورد گفتگو نيز، نخواهد بود.
٢٦- لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ.[٥] (در پذيرش دين اكراه و اجبارى نيست، بىشك راه رشد از گمراهى مشخص شده است). (پذيرفتن دين و كفر با اكراه و اجبار ممكن نيست، چه معتقد بودن به چيزى موكول به روشن بودن حق و قانع شدن آدمى از
[١] نساء، ٣٩.
[٢] حديد، ٨.
[٣] مدثّر، ٤٩.
[٤] كهف، ٢٩.
[٥] بقره، ٢٥٦.