آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٧ - درس صد و چهاردهم كارهاى اختيارى انسانها
ندارد، ولى اراده موجب انجام مراد و مقصود است. قدرت بر عمل اين چنين است كه عمل و كار را در اختيار آدمى قرار مىدهد كه اگر بخواهد آن را به جا آرد يا آن را ترك كند. حال آنكه علم، نسبت به معلوم، داراى چنين اثرى نيست.
كوتاه سخن آنكه افعال اختيارى وجود دارد كه از فاعلى داراى اختيار و بر طبق اراده و اختيار او پديد مىآيد. او از جهت تحسين يا تقبيح، مدح يا ذم و ثواب يا عقاب، مسئوليت آن را به عهده دارد و به هيچ وجه ديگرى، مسئول آن نيست كه همسايه به گناه همسايه مجازات نمىشود وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى.[١] (هيچ نفسى، بار ديگرى را بر دوش نگيرد.) و پيامدها و آثار هر عملى به عامل آن بازمىگردد و نتايج آن، خواه خير يا شر، صلاح يا فساد و حق يا باطل، مستند به اوست.
بر طبق آنچه گفته شد، عقل و بداهت وجدان، گواه اين مطلب است و بر همين مبناست، تكليف و تشريع، بعثت پيامبران، فرستادن كتابهاى آسمانى، امر و نهى، وعده و وعيد، ثواب و عقوبت و مانند اينها. اگر جز اين باشد، تكليف و تشريع و برانگيختن پيامبران بيهوده است و براى تحسين يا تقبيح و پاداش يا كيفر دليلى وجود نخواهد داشت و تحسين نيكوكار به خاطر نيكوكارى او، كارى بيهوده به شمار مىآيد، همان گونه كه سپاس از فرد زيبارو به دليل زيبايى چهره، به دور از عقل و خرد است و بدكاران براى انجام كار بد نبايد سرزنش شوند، زيرا سرزنش آنان همچون سرزنش زشترويان به دليل زشتى چهره است، يا همانند نكوهش كوتاه قامتان به دليل كوتاهى قامت آنان.
ما از «اشاعره» مىپرسيم: آيا در وجدان خود، بين بخشش فرد كريم و درخشش مرواريد، تفاوتى مىيابند و يا بين بخل بخيل و سياهى ذغال فرقى قائلند؟
اگر پاسخ آنان مثبت است، از آنان مىپرسيم: ستايش از بخشش هنگامى كه انسان كريم ببخشد و سرزنش از بخيل اگر بخل بورزد، متوجه كيست؟ اگر بگوييد: متوجه خداست، مىگوييم: پس فرقى بين فرد كريم و انسان پست و لئيم نيست. اگر كرم آن و لئامت اين، هر دو از خداست، پس تحت اختيار كريم و لئيم در نمىآيد و در نتيجه
[١] انعام، ١٦٤.