آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٠ - صفات فعل
خالق بر او اطلاق مىشود.
اهل عدل و تنزيه معتقدند كه مبادى اين صفات، قائم به ذات مقدّس او نيست، زيرا اينها احوال و حوادثند و خداى متعال منزه است از آنكه محل و مورد، براى حوادث باشد.
«اشاعره» معتقدند كه مبادى اين صفات نيز قائم به ذات مقدّس اوست و خداى متعال متكلّم به كلام است و آن قائم به ذات اوست و مريد است به اراده ازلى، قائم به ذات خود و به همين دليل معتقدند كه كلام خداى متعال قديم است، زيرا قائم به ذات قديم، قديم خواهد بود.
اهل عدل و تنزيه مىگويند: «معنى سخن گفتن خدا اين است كه او سخن قابل شنيدن را مىآفريند و سخن گفتن او عبارت از حركاتى است كه در امواج هوا پديد مىآيد. خداى متعال هنگامى كه اراده سخن كند، آن را مىآفريند. سخن گفتن غير خدا بوسيله آلت است، هر چند كه آن نيز امواجى را پديد مىآورد، ولى اين امواج از حركات زبان و دندانها پديد مىآيند». اينان مىافزايند: «اراده خداى متعال همان فعل اوست، مانند: آفريدن و روزى دادن و زنده كردن و ميراندن و مانند اينها و به همين علت است كه «معتزله» گفتهاند: كلام خدا مخلوق است و «اشاعره»، آن را غير مخلوق مىدانند كه همين عقيده، مبارزه سختى را در پى داشته و گروه زيادى قربانى آن شدهاند.
«اشاعره» در اين باره استدلال مىكنند كه اينها صفات اشتقاق هستند و گريزى از اثبات مبادى آنها براى ذات نيست. درباره ما نيز، وقتى به اين صفات، وصف شويم به همينگونه است. «تفتازانى» مىگويد: اثبات مشتق براى شيء، بدون آنكه مأخذ اشتقاق، قائم به او باشد، ممتنع است».[١] «اشعرى» به گفته خداوند: وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً (خداوند با موسى سخن گفت) (نساء، ١٦٤) تشبث كرده و مىگويد: «سخن گفتن، خطاب به وسيله سخن است و سخن گوينده در چيز ديگرى حلول نمىكند، و در چيزى، سواى خودش به وجود نمىآيد
[١] شرح العقائد النسفية، ص ٤٤.