آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٥٤ - ١١ - پيامبر اسلام(ص)
مىشتابد. و او مرد خدا ترس و باتقوايى است. تو از توجه به او خوددارى مىكنى؟.
گفتهاند: اين آيات درباره پيامبر (ص) فروفرستاده شده است، هنگامى كه حضرتش با بزرگان قريش گفتگو داشت و «ابن ام مكتوم» كه تهيدستى نابينا بود، به نزد او آمد. پيامبر (ص) بدو توجه نكرد و از وى روى گرداند، در حالى كه با خود مىگفت: اين بزرگان قريش خواهند گفت كه پيروان او همين طبقه پايين و پستند.[١] دشمنان اسلام و بدگويان به مقام سرور پيامبران مىگويند: آيا اين رفتار از اخلاق پيامبران است؟ آيا آنچه در اين سوره آمده است با گفته ديگر خداى متعال منافى نيست كه مىگويد: وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ[٢] (اى پيامبر تو بر نيكوخلقى عظيم آراستهاى).
«سيد مرتضى» در پاسخ اين نسبتها مىگويد: «ظاهر آيات نمايانگر توجه آن به پيامبر نيست و در اين آيات مطلبى و جملهاى وجود ندارد كه نشاندهنده خطابى به پيامبر باشد، بلكه تنها خبرى است كه بدان تصريح نشده، به چه كسى مربوط است.
اگر در اين آيات دقت شود، روشن مىشود كه كسى بجز پيامبر، مورد نظر آيات است، زيرا شخص مورد نظر به «عبوس» توصيف شده است، حال آنكه اين صفت از صفات پيامبر اسلام (ص) نيست كه در قرآن آمده باشد و يا دشمنان آن حضرت چنين ادعايى داشته باشند تا چه رسد به مؤمنان.
اين آيات، شخص مورد نظر را اين گونه توصيف مىكند كه او توانگران و ثروتمندان را مىپذيرد و به آنان روى مىآورد و از تهيدستان روى مىگرداند. اين صفت نيز از صفات پيامبر ما نيست و هيچ شباهتى با اخلاق بزرگوارانه و مهربانانه او با قوم خود ندارد. چگونه در وصف پيامبر (ص) مىتوان گفت: «و ما عليك ان لا يزكى» تو از آن باك ندارى كه او پارسايى و تقوا را نمىكند. حال آنكه پيامبر براى دعوت به تزكيه و پارسايى برانگيخته شده است، چنين كسى چگونه مىتواند به پارسايى و تقواى ديگران بىاعتنا باشد؟ به ويژه آنكه چنين روشى مشوق قوم او خواهد گشت تا به ايمان علاقهاى نداشته باشند.
[١] طبرى، جامع البيان، ج ٣٠، ص ٣٢- ٣٤.
[٢] الهدى الى دين المصطفى، حجت بلاغى، ج ١، ص ١٥٨.