آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٤٩ - ١١ - پيامبر اسلام(ص)
روش ستمگران و تنپروران تغيير دهى: «لتفترى علينا غيره.» آنگاه اين روش را به سبب انتساب آن به تو، روش شريعت به حساب آورند و در اين صورت تو را به دوستى برمىگزيدند و با تو دوستى و همنشينى مىكردند: إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا. اگر ما تو را به عصمت نگه نمىداشتيم و به تو استقامت در راه حق نمىبخشيديم: وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ در برخى آنچه از تو خواسته بودند، با آنان سستى و نرمى مىكردى: لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا، و لو به اميد اسلام آوردن آنان.
بر پيامبر خدا فرض است كه در امر باطل سستى و مدارا نكند و هيچگونه راه تقيّهاى نپيمايد، زيرا او بنيانگذار و پايهگذار دين است و اگر بخواهد سستى و مدارا يا تقيّه كند، معارف اصيل دينى دستخوش اشتباه مىگردد.
مفهوم آيات ديگرى- كه در دنباله آيات مذكور است- تعريض نسبت به كسانى است كه در قرون پياپى بر آن بودهاند كه در شريعت الهى بايد شيوه مدارا و سازش را پيشه كرد.
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ. لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ. وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ.[١] و ما پيش از تو هيچ رسول و پيامبرى نفرستاديم، جز آنكه چون آياتى براى هدايت خلق تلاوت كرد، شيطان (جن و انس) در آن آيات الهى القاى دسيسه كرد. آنگاه خدا آنچه شيطان القاء كرده، محو و نابود مىسازد و آيات خود را تحكيم و استوار مىگرداند و خدا دانا به حقايق امور و درستكار در نظام عالم است. تا خدا به آن القائات شيطان، كسانى را كه دلهايشان به بيمارى نفاق و شك يا كفر و قساوت دچار است، بيازمايد و همانا كافران و ستمكاران عالم سخت در شقاوت و دور از نجات مىباشند. و تا آنكه اهل علم و معرفت به يقين بدانند كه اين آيات قرآن از سوى خداست.
برخى بر اين باورند كه اين آيات نيز در مورد داستان «غرانيق» فرودآمده
[١] حج، ٥٢- ٥٤.