آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٤٨ - ١١ - پيامبر اسلام(ص)
مضاعف مىگردانيديم و آنگاه از قهر و خشم ما بر خود، هيچ ياورى نمىيافتى.
گمان مىكنند كه اين آيه در مورد افسانه «غرانيق» فرودآمده است، حال آنكه نزول اين آيه درباره موضوع ديگرى است كه بدان افسانه ارتباط ندارد. نزول آيه از آن روى است كه «قريش» پس از آنكه از جلوگيرى دعوت خلق نااميد و ناتوان شدند و مىديدند كه دعوت اسلام، هر روز به سرعت گسترش مىيابد، بر آن شدند كه با پيامبر (ص) كنار آيند، و در نتيجه تا اندازهاى با آنان به نرمى و مدارا رفتار كند و از خدايان آنان انتقاد نكند و اگر به دوستى و رفت و آمد با آنان تمايل دارد، از همنشينى با بردگان و مردم طبقات پايين بپرهيزد و آنان را از گرداگرد خود پراكنده سازد! به سخن ديگر، پيامبر (ص) روش پاك و منزه خود را- كه نمودار عدالت و حكمت است در راه نرمى و مدارا با آنان قربانى كند و آن را به روش و منش مستكبران و تنپروران تغيير دهد. پيامبر (ص) در برابر اين پيشنهاد چشمگير و دلانگيز آنان دچار سختى گشت. از سويى به ايمان آوردن قومش، علاقهاى شديد داشت و بر آن بود كه اگر در مواردى با «قريش» به نرمى رفتار كند، مىتواند مشوق آنان به پذيرش اسلام باشد و از سوى ديگر، بر او بسيار دشوار بود كه روش عادلانه خود را به روش ستمگران تغيير دهد. او هيچگاه نمىتوانست چنين دگرگونى را در روش خود بپذيرد. در اين هنگام بود كه آيات پيشين فرودآمد، تا به پيروان شرك و فسق اميدى نبندد و بدين نااميدى از اين دلتنگى و دشوارى كه در آن افتاده بود، بيرون آيد و فكرش آسوده گردد و به گونه قطعى بداند كه در راه حق گام مىزند و اميدى به ايمان آوردن اين مردم نادان نيست، اگر او با نرمى و مدارا با آنان رفتار كند.
٢- كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ. لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ.[١] ما اين قرآن را چنين در دل تبهكاران گذرانديم (و بر آنها اين كتاب را اتمام حجت كرديم). كه تا مشاهده عذاب دردناك نكنند، به اين قرآن ايمان نمىآورند.
در توضيح آيه گفتهاند: «آنان تلاش مىكردند تا تو را فريب دهند»: «و ان كادوا ليفتنونك» تا روش درستى را- كه به تو آموختيم: عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ.- به
[١] شعراء، ٢٠٠- ٢٠١.