آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦١٥ - آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش
گرفتهاند كه سرزنشى همراه با لطافت است.
٣- فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ.[١] (ابراهيم نگاهى به ستارگان افكند و گفت: من بيمارم.) رفتار «ابراهيم» از روى مجامله با قوم خود و بدون هيچگونه مداهنهاى است.
از آنجا كه به روزگار «ابراهيم»، نگرش در ستارگان و پيشگويى رويدادهاى، رسمى رايج بوده است، «ابراهيم» نيز بدان گونه كه شئون آنان ايجاب مىكرده و براى آنان پذيرفتنى بوده، به جلب نظر آنان پرداخته است. افزون بر اينكه نگرش در ستارگان و انديشيدن در آيات و نشانههاى الهى، از نظر شريعت نيز پسنديده است. منظور «ابراهيم» از بيمارى خود، اندوه روحى او از سرسختيهاى قوم خود در تسليم شدن به فرمان خدا و عدم قبول دعوت به سوى اوست. بدين تعبير، خود را از همراهى و مصاحبت با قوم خود، رهايى بخشيد و قوم او را رها كرده و براى برگزارى مراسم عيد خود به بيرون از شهر رفتند و «ابراهيم» را فرصتى دست داد، تا بتها را درهم شكند.
٤- وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى.[٢] (و آن هنگام كه ابراهيم گفت:
پروردگارا، مرا بنما چگونه مردگان را زنده خواهى كرد؟) «ابراهيم» بر آن است كه علم يقين او به عين يقين گردد، چه برهان به هر اندازه كه قاطع باشد، به اندازه شهود عينى نخواهد رسيد.
آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش
٥- وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ، فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ، إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ.[٣] (ابراهيم هم كه براى پدرش (يعنى عمش) از خدا آمرزش خواست (اين نبود مگر) به موجب عهدى كه با او كرده بود (كه ايمان آورد) چون بر او محقق شد كه دشمن
[١] صافات، ٨٩.
[٢] بقره، ٢٦٠.
[٣] برائت، ١١٤.