آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨٩ - درس صد و سى و پنجم«تكفير» بين عموم و خصوص
١٠- عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ.[١] (اميد است پروردگار شما، گناهانتان را از شما بپوشد.) اين عفو و آمرزشها، در صورتى است كه آنان از انجام گناهان كبيره بپرهيزند.
ديگر آيات نمايانگر تكفير، گناهان (نابود گناهان بهوسيله كردار نيكو) از همينگونه و مشروط به توبه است و يا مشروط است به آنكه فرد گناهكار از نمايانگر گناهان كبيره دورى كند و در هر صورت فرد گناهكار- اگر از گناه خود پشيمان نشود و كارى نكند كه گناه او را بپوشاند- سزاوار عقاب و كيفر خواهد بود.
١١- إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ، وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً.[٢] (آن كسانى كه از گناه توبه كنند، و با ايمان به خدا عمل صالح به جاى آورند، پس خدا گناهان آنها را به ثواب تبديل مىگرداند كه خداوند در حق بندگان بسيار آمرزنده و مهربان است.) اين تبديل و دگرگونى كردار زشت و كردار نيكو، اثر قهرى تحول روحى شخص به وسيله توبه است. تحول و دگرگونى از كافرى ملحد- كه كارها و روشهايش در زندگى، برعكس فطرت و سرشت و در جهت خلاف اراده خداى متعال و تشريع حكيمانه اوست- به مؤمنى راستين كه كارها و روشهايش در جهت فطرت و به گونهاى مستقيم است كه همان اراده خدا و شريعت اوست كه پيامبران بزرگش بيان كردهاند. آرى، تحول از موجودى ناصالح كه ثمره او فساد در زمين است، به شخصيتى صالح و سازنده كه بر اثر وجود او، زندگى جامعه شكوفا مىگردد. چه بسا چنين شخصى همان كارهايى را كه در دوره كفر خود انجام مىداد و نتيجه آن سراسر فساد و نابودى بود- به بركت اسلام به كارهايى شايسته دگرگون سازد كه در زمين موجب آبادى گردد. همانند قهرمانى كه نيروى خود را در راه كشتن و چپاول و جنگ با حق و حقيقت زير پا نهادن عدالت به كار مىگيرد و پس از پذيرش اسلام همان نيرويى را
[١] تحريم، ٨.
[٢] فرقان، ٧٠.